یادداشت؛
اقناع در رسانهها؛ هنر دیدهبانی ذهن
در روزگاری که تأثیر فقدان سواد رسانهای، در جامعه امروز به وضوح دیده میشود بیش از هر زمان دیگر آموزش سواد رسانهای و شیوههای اقناع به جامعه کمک میکند تا در دام پیامهایی که با اهدافی خاص منتقل میشوند، گرفتار نشوند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان» هر روز صدها پیام از کانالهای مختلف به ذهن ما هجوم میآورند. تلویزیون، شبکههای اجتماعی، بیلبوردها و حتی گفتگوهای روزمره، همگی در تلاش برای تغییر نگرش و رفتار ما هستند.
این فرایند اقناع نام دارد؛ هنری که رسانهها با ظرافتی مثالزدنی به کار میبرند تا مخاطب را به سمت باور یا کنش خاصی سوق دهند؛ اما پرسش کلیدی اینجا استدکه چگونه میتوان از تارهای نامرئی این اقناعها عبور کرد و انتخابی آگاهانه داشت؟ پاسخ در سواد رسانهای نهفته است.
اقناع در رسانه، تنها ارائه اطلاعات نیست؛ بلکه بازسازی واقعیت به نفع فرستنده پیام است. یک تبلیغ تجاری، با استفاده از موسیقی شاد و تصاویر رویایی، نیاز کاذب را در مخاطب برمیانگیزد؛ یک خبر سیاسی، با انتخاب واژگان خاص و حذف برخی جزئیات، روایتی جهتدار ارائه میدهد و حتی یک سریال تلویزیونی، با شخصیتپردازیهای کلیشهای، میتواند سبک زندگی خاصی را مشروع جلوه دهد.
اینجا نقش سواد رسانهای به عنوان سپر ذهنی آشکار میشود؛ توانایی تشخیص دادن اینکه چه کسی، با چه هدفی، و با چه تکنیکی سعی در اقناع ما دارد.
سواد رسانهای، برخلاف تصور عام، صرفاً دانستن کار با ابزارهای دیجیتال نیست. بلکه مجموعهای از مهارتهای نقادانه است.
پرسیدن سؤالهای اساسی درباره پیام شامل چه کسی این محتوا را تولید کرده؟ چه منافعی پشت آن است؟ چرا این تصویر خاص انتخاب شده؟ کدام صداها شنیده نمیشوند؟ این پرسشها، مخاطب منفعل را به شهروندی فعال تبدیل میکند که در برابر طوفان اقناعرسانهای، لنگر اندیشه انتقادی خود را محکم نگه داشته است.
تأثیر فقدان سواد رسانهای، در جامعه امروز به وضوح دیده میشود؛ ما شاهدیم که یک شایعه در فضای مجازی با سرعتی بیشتر از واقعیت منتشر میشود، یا یک فیلم کوتاه احساساتی، میتواند افکار عمومی را نسبت به موضوعی پیچیده، سادهانگارانه جهتدهی کند. بدون سواد رسانهای، ذهن ما به زمینی حاصلخیز برای هر بذر اقناعکنندهای تبدیل میشود؛ بذری که ممکن است محصولی سمی به بار آورد، اما با تقویت این مهارت، میتوانیم میان اقناع منطقی و فریب هوشمندانه تفاوتها را متوجه شویم و اختیار تصمیمگیری را در دست خود بگیریم.
از سوی دیگر، سواد رسانهای به ما میآموزد که خود نیز در فرایند اقناع، نقشی مسئولانه ایفا کنیم، به عنوان تولیدکننده محتوا در عصر دیجیتال، هر پست، کامنت یا اشتراکگذاری ما، دیگری را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بنابراین، درک اخلاق اقناع یعنی پرهیز از بزرگنمایی، تحریف و سوءاستفاده از احساسات مخاطب جزئی از سواد رسانهای کامل است.
این درک متقابل، میتواند رابطه رسانه و مخاطب را از یک تعامل استثماری به گفتگویی سازنده تبدیل کند.
فراموش نکنیم که سواد رسانهای همان چراغی است که در تاریکی پیامهای متناقض، راه تشخیص حقیقت از دروغ را نشان میدهد.
در جهانی که هر گوشهاش پذیرای انبوهی از تلاشهای اقناعی است، تنها کسانی که چشمانی باز و ذهنی پرسشگر دارند، میتوانند از تور فریبها رهایی یابند؛ هنر دیدهبانی ذهن را جدی بگیریم؛ چرا که تسلیم اقناع ناآگاهانه، بزرگترین شکست انسان مدرن بوده و فهم آگاهانه، به تصمیمگیری صحیح و انتخاب مسیر درست کمک میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگر آموزش سواد رسانهای و شیوههای اقناع به جامعه کمک میکند تا در دام رسانهها گرفتار نشوند.
نویسنده: زینی سعیدی، فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!