یادداشت؛
وحدت؛ سدِ نفوذ دشمن
شهادت مظلومانه شهیدان رجائی و باهنر به دست منافقان در سال ۶۰، هشداری تلخ و ماندگار است که وحدت حول ولایت فقیه، تنها سد نفوذ دشمن و تکرار ترور است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»، هشت شهریور سال ۱۳۶۰، ساختمان نخستوزیری در خیابان پاستور تهران هدف انفجار بمبی کوردلانه قرار گرفت.
این ترور ناجوانمردانه و حسابشده، محمدعلی رجائی (رئیسجمهور) و محمدجواد باهنر (نخستوزیر) را در اوج خدمت به شهادت رساند. سازمان منافقین (مجاهدین خلق) بلافاصله مسئولیت این جنایت هولناک را بر عهده گرفت.
آنان با این اقدام وحشیانه، قصد داشتند نظام نوپای جمهوری اسلامی را بدون سرکردگی رهبران ارشد خود رها کنند و خلأ مدیریتی مهلکی در بدنه اجرایی کشور ایجاد نمایند.
منافقان در آن برهه تاریخی، با نفوذ در برخی ارکان دولتی و استفاده از ارتباطات پنهانی با رژیم بعث عراق و سرویسهای اطلاعاتی غرب (به ویژه سیا و موساد)، نقشههای شومی را طراحی کرده بودند.
آنان با ترور چهرههای شاخص انقلاب، به دنبال القای هراس و فروپاشی نظام از درون بودند. این گروهک، نه تنها به مقدسات ملی و مذهبی پشت پا زد، بلکه هویت ایرانی خود را نیز به بهای همپیمانی با دشمنان قسمخورده انقلاب به فروش رساند. تحلیل اسناد بهجایمانده نشان میدهد که هدف نهایی آنان، تسخیر کامل مراکز قدرت و واگذاری بیچونوچرای ایران به پایگاههای امپریالیسم جهانی بود.
بررسی ریشههای این شهادت تلخ، نشاندهنده یک نقطه کور حیاتی در آن دوران بود. فقدان اتحاد کامل در برخی جبهههای مدیریتی و وجود تفرقهافکنیهای داخلی، زمینه را برای نفوذ منافقان هموار ساخته بود.
اما در همان روزهای سخت، امام خمینی (ره) با تکیه بر محوریت ولایت فقیه، میدان را مدیریت کرد و اجازه نداد خلأ مدیریتی، کشور را به هرجومرج بکشاند. این رویداد ثابت کرد که چتر ولایت میتواند حتی از سختترین ضربات مهلک نیز عبور کند و نظام را روی پا نگه دارد.
امروز و پس از گذشت دههها از آن فاجعه، درس آن حادثه همچنان زنده و گویاست. اگر امروز نیز مسیر وحدت را نادیده بگیریم و پایبندی کامل به ولیفقیه (زعیم فعلی انقلاب) را سرلوحه کار خود قرار ندهیم، همان سناریوی تلخ در ابعاد گستردهتری تکرار خواهد شد.
دشمنان نظام و گروهکهای معاند، دقیقاً بر روی شکافهای داخلی شرطبندی میکنند. تضعیف ولایت، به معنای باز کردن دروازههای امنیتی کشور به روی دشمنان است و این دقیقاً همان نقطهای است که منافقان و ایادی آنان به شدت به دنبال تحقق آن هستند.
منافقان امروز نیز با استفاده از فضای مجازی و شبکههای ماهوارهای، سعی در بزرگنمایی اختلافات جزئی و تبدیل آن به بحرانهای بزرگ دارند. آنها به خوبی دریافتهاند که استحکام نظام در گرو اطاعت از فرامین رهبری و انسجام ملی است.
آنان میدانند که اگر بتوانند میان خواص و تودههای مردم یا حتی میان قوا تفرقه بیندازند، میتوانند بار دیگر بزرگان مملکت را هدف قرار دهند و پازل نفوذ دشمن را تکمیل کنند. عملیات روانی دشمن این روزها با هدف القای ناامیدی و بیاعتمادی نسبت به حاکمیت، دقیقاً بر همان الگوی سال ۶۰ اما با ابزاری مدرن ترسیم شده است.
وحدت حول محور ولایت، نه یک شعار سیاسی خام، بلکه یک راهبرد دفاعی هوشمندانه است. این وحدت، سدی مستحکم در برابر تیرهای زهرآگین نفاق و استکبار محسوب میشود.
اگر سستی در این جبهه ایجاد شود، آنگاه تریبونهای دشمن با افتخار از گزینههای جایگزین و تغییر رژیم سخن خواهند گفت و منافقان داخلی نیز جرات جولاندادن دوباره پیدا خواهند کرد. به عبارت روشنتر، وحدت ملی و سیاسی در سایه حمایت از رهبری، تنها سپر ایمنی است که نمیگذارد خون پاک شهدا پایمال شود و دشمنان از آن سوءاستفاده کنند.
مرور خاطره شهادت رجایی و باهنر، ما را به این حقیقت تلخ رهنمون میسازد که دشمن همیشه در کمین است و تنها رمز عبور از این گردنههای خطرناک، چنگ زدن به ریسمان ولایت و پرهیز از هرگونه تفرقه است.
بزرگان کشور باید هوشیار باشند و با الگوگیری از بصیرت شهدا، اجازه ندهند تاریخ تکرار شود. یاد و خاطره این دو شهید والامقام، همواره چراغ راهی برای یکپارچگی و مقاومت در برابر فتنههای گوناگون خواهد بود و تداوم مسیر آنان، جز با گوشدادن به ندای ولیجامعه ممکن نمیشود.
نویسنده: طاهره معصومی؛ فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!