یک روانشناس بالینی عنوان کرد:
کنترلگری افراطی والدین، آفت اعتماد به نفس فرزندان
یک روانشناس بالینی با بیان اینکه مراقبتهای افراطی والدین از فرزندان، اعتماد به نفس آنها را در بزرگسالی تخریب کرده و مهارتهای اجتماعی را مختل میکند، گفت: تشخیص مرز بین نظارت منطقی و کنترلگری وسواسگونه الزامی است.
حسین ابراهیمیمقدم در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان» با بیان اینکه والدینی که از ترس آسیب یا شکست فرزندان، همه لحظات زندگی آنها را زیر ذرهبین میبرند ظلم بزرگی در حق کودک خود میکنند، گفت: این والدین نهتنها آرامش روانی کودک را سلب میکنند، بلکه زمینهساز کاهش جدی اعتماد بهنفس و اختلال در روابط اجتماعی وی در آینده میشوند.
وی با تأکید بر تفاوت بنیادین میان مراقبت عاقلانه و کنترل افراطی، افزود: بسیاری از والدین، نظارت بیش ازحد را با مسئولیتپذیری اشتباه میگیرند.
این روانشناس بالینی ادامه داد: مثلاً مادری که برای فرزند پنج سالهاش که به خوبی راه رفتن را آموخته، همچنان دستش را پشت سر او حایل میکند تا به زمین نخورد، یا پدر و مادری که در اردوی مدرسه، پنهانی مسیر اتوبوس را دنبال میکنند تا مبادا کوچکترین اتفاقی برای فرزندشان بیافتد، در دام کنترل وسواسگونه افتادهاند.
ابراهیمیمقدم با اشاره به سه دسته عامل اصلی گرایش والدین به کنترلگری افراطی، گفت: ترس بیمارگونه از شکست و طرد شدن فرزند، اضطراب درونی خود والدین ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، و نیز احساس جبران کمبودهای دوران کودکی خودشان (مانند نادیده گرفته شدن یا محرومیت از محبت کافی)، مهمترین دلایلی است که باعث میشود پدر و مادرها، فرزندان را در پنبه و پر قو بزرگ کنند.
وی با بیان اینکه وقتی والدین اجازه هیچگونه تجربه مستقل و حتی شکست سالم را به فرزندان نمیدهند، موجب مشکلات عدیدهای در آینده وی میشوند، تصریح کرد: این افراد در بزرگسالی از برقراری روابط اجتماعی سالم عاجز خواهند شد.
این روانشناس بالینی به نشانههای دیگر والدین کنترلگر اشاره کرد و افزود: این دسته از والدین، حق انتخاب را از فرزند میگیرند؛ دوستان، کلاسهای فوقبرنامه و حتی فعالیتهای روزانه را خودشان تعیین میکنند و اجازه نمیدهند کودک لحظاتی را با خودش خلوت کند یا مستقل سرگرم شود.
ابراهیمیمقدم با انتقاد از رفتارهایی همچون همراهی پنهانی والدین در اردوهای مدرسه، مداخله در تمرینات ورزشی تیم کودک برای جلب حمایت مربی، یا اصرار بر بردن غذای گرم به مدرسه در میان ساعات درس، گفت: والدین باید بدانند که شکستهای کوچک مانند زمین خوردن، رد شدن از یک تیم ورزشی یا تجربه خوردن یک غذای ساده در مدرسه، بخش جداییناپذیر فرایند رشد هستند.
این روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: اگر کودکی طعم شکست را نچشد، هرگز تابآوری و مهارت حل مسئله را یاد نخواهد گرفت.
ابراهیمیمقدم در پاسخ به سؤالی درباره مرز بین کنترل منطقی و افراطی، عنوان کرد: بررسی ایمنی اردو، توجه به توان اقتصادی خانواده برای ثبتنام در کلاسها، و گفتگوی منطقی با فرزند درباره دلایل موافقت یا مخالفت با یک فعالیت، کنترل عاقلانه است.
وی ادامه داد: اما وقتی این نظارتها به حدی برسد که والدین خود را در همه جا، حتی پشت صحنه اردو یا تمرین ورزشی، سهیم کنند و ذرهای استقلال به کودک ندهند، آنگاه کنترل به وسواس و آسیب تبدیل میشود.
این روانشناس بالینی در پایان با اشاره به اینکه بسیاری از والدین با دیدن رفتار سایر خانوادهها دچار عذاب وجدان شده و برای جبران، دست به افراط میزنند، تصریح کرد: اگر فرزندی در خانواده خود سراغ دارید که با چنین کنترلگری مواجه است یا خودتان چنین رفتاری دارید، حتما با یک روانشناس یا مشاور در میان بگذارید.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!