در آغوش امام مهربانیها؛
خورشید در سایهسار گنبد طلا آرام گرفت
آیین تدفین آیتالله سید علی خامنهای در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا(ع)، شبی سرشار از اشک، دعا و وداع را در مشهد مقدس رقم زد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»، مشهد، شب گذشته، رنگ دیگری داشت. گنبد طلایی حضرت امام رضا(ع) در سکوتی آمیخته با اندوه میدرخشید و صحنهای حرم، آرامآرام میزبان آخرین فصل از بدرقه مردی بود که سالها سکان هدایت انقلاب اسلامی را در دست داشت. نسیم شبانه، عطر گلاب و اسپند را در فضای حرم میپراکند و زمزمه آیات قرآن، در میان رواقها و صحنها طنین میانداخت؛ گویی همه چیز برای وداعی بزرگ مهیا شده بود.
از ساعتها پیش، زائران و دلدادگان از گوشهوکنار ایران خود را به مشهد رسانده بودند. پیرمردی که عصا به دست داشت، نوجوانی که پرچمی سیاه بر دوش انداخته بود، مادری که فرزند خردسالش را در آغوش گرفته بود و جوانانی که بیصدا اشک میریختند؛ همه در یک نقطه گرد آمده بودند تا شاهد لحظهای باشند که تاریخ، آن را در حافظه خود ثبت خواهد کرد.
هرچه زمان به آغاز آیین تدفین نزدیکتر میشد، سکوت جمعیت سنگینتر میگردید. دیگر کمتر کسی سخن میگفت. نگاهها به مسیر حرکت پیکر دوخته شده بود و تنها نوای تلاوت قرآن، صلواتهای آرام و زمزمه دعا، سکوت شب را میشکست. در آن لحظه، حرم امام رضا(ع) بیش از همیشه رنگ غربت داشت؛ غربتی که با اشک هزاران چشم و بغض هزاران سینه درهم آمیخته بود.
هنگامی که پیکر رهبر شهید به محل خاکسپاری در جوار مضجع نورانی امام رئوف(ع) رسید، اشک بیاختیار بر گونههای بسیاری جاری شد. گویی هیچ واژهای توان توصیف آن لحظه را نداشت. صدای گریه با زمزمه «السلام علیک یا علی بن موسیالرضا(ع)» در هم آمیخته بود و دلهای داغدار، آخرین بدرقه خود را با ذکر و دعا به جا میآوردند.
در واپسین لحظات تدفین، آیات قرآن بار دیگر در فضای حرم طنینانداز شد. خادمان بارگاه رضوی با احترام و وقار، آیین خاکسپاری را همراهی کردند و جمعیت، در سکوتی کمنظیر، نظارهگر لحظهای بود که پیکر رهبر شهید در خاک آرام گرفت؛ خاکی که در همسایگی هشتمین خورشید ولایت، مأمن ابدی او شد.
پس از پایان مراسم، کسی شتابی برای رفتن نداشت. بسیاری همانجا ماندند؛ کنار مزار، رو به گنبد طلا، با دستانی که به دعا بلند بود و چشمانی که هنوز بارانی بود. برخی قرآن میخواندند، برخی زیارت عاشورا زمزمه میکردند و برخی تنها در سکوت، به گنبد طلایی خیره مانده بودند؛ سکوتی که از هزاران واژه رساتر بود.
چراغهای حرم در دل شب همچنان میدرخشید و انعکاس نور گنبد بر چهره عزاداران، تصویری ماندگار از آن شب را رقم میزد. صدای کبوتران حرم، عطر گلاب، زمزمه صلوات و اشکهایی که بیوقفه جاری بود، همه در هم آمیخت تا آخرین وداع، رنگی از جنس دلدادگی به خود بگیرد.
آن شب، مشهد تنها میزبان یک آیین تدفین نبود؛ روایتگر پیوندی دوباره میان یک عمر خدمت، ایمان و ولایت با بارگاه امام مهربانیها بود. شبی که در آن، خورشیدی از افق دیدگان مردمان غروب کرد، اما در سایهسار گنبد طلای امام رضا(ع)، آرام گرفت؛ شبی که بیتردید در حافظه تاریخ و در دل میلیونها دلداده، برای همیشه ماندگار خواهد ماند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!