یک فعال اجتماعی عنوان کرد:
پشتپرده صمیمیت اینفلوئنسرها در فضای مجازی
یک فعال اجتماعی با اشاره به اینکه از تبدیل صمیمیت مجازی به ابزاری برای فروش و تجارت در پوشش دوستی خبر داد و گفت: صمیمیت اینفلوئنسرها با مخاطبانشان، نه از جنس رفاقت، بلکه معاملهای حسابشده برای فروش سبک زندگی است.
عرفان مهرعلی، در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان» با نگاهی جامعهشناختی به یکی از تأثیرگذارترین پدیدههای عصر دیجیتال پرداخت و گفت: امروزه تحول مفهوم صمیمیت در عصر شبکههای اجتماعی را شاهد هستیم که برای بررسی آن، مطالعه در خصوص دگرگونی تاریخی در رابطۀ مخاطب با چهرههای عمومی اهمیت دارد.
وی با اشاره به اینکه تا چند دهه پیش، برای دیدن سلبریتیها باید بلیت سینما میخریدم یا ساعتها در صف میایستادیم، افزود: آنها موجوداتی دستنیافتنی بودند که در قلههای دور از دسترس شهرت ساکن شده بودند و زندگی خصوصیشان همچون فیلمنامههای پرخرج و رازآلود به نظر میرسید اما امروز، کافی است گوشی هوشمند خود را روشن کنیم تا از جزییات صبحانه و دکوراسیون خانه تا مشاجرات خانوادگی و لحظات شکستشان را در استوریهای لحظهای تماشا کنیم.
این فعال اجتماعی ادامه داد: این تغییر، فقط یک تحول فناورانه نیست؛ بلکه بازتعریف کامل رابطۀ انسان با مفهوم قهرمان و الگو است.
مهرعلی با اشاره به مفهوم کلیدی «شبه دوستی» که اولین بار توسط محققان علوم ارتباطات مطرح شد، خاطرنشان کرد: این پدیده در دهههای اخیر از یک نظریۀ آکادمیک به هنجاری غالب در زندگی روزمرۀ میلیونها نفر تبدیل شده است.
وی با بیان اینکه اینفلوئنسرها برخلاف سلبریتیهای کلاسیک که هالهای از رمز و راز و فاصله را حفظ میکردند، با انتخاب سبکی کاملاً معکوس، خود را شبیه به همسایه یا دوست صمیمی مخاطب نشان میدهند، گفت: آنها با دوربین سلفی و در فضای واقعی خانههایشان با کاربران حرف میزنند، از ترسها، خستگیها و حتی اشتباهات کوچک روزمرهشان میگویند و همین صمیمیت ساختگی است که لایههای دفاعی و شکاکیت ذهنی مخاطب را یکی پس از دیگری کنار میزند.
این فعال اجتماعی با تأکید بر جنبۀ روانشناختی این رابطه، افزود: ما دیگر این افراد را بهعنوان یک غریبه یا چهرهای دور از دسترس نمیبینیم؛ بلکه آنها به عضوی از حلقه دوستان مجازی ما درمیآیند.
مهرعلی با بیان اینکه جالب اینجا است که این احساس، ریشه در نیاز عمیق انسانی به تعلق و ارتباط دارد، تصریح کرد: اینفلوئنسرها بهخوبی آموختهاند که چگونه با پر کردن این خلأ عاطفی، پلی بسازند از دلبستگی تا خرید.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با وامگیری از نظریات اقتصاد رفتاری، به مسئلۀ اعتماد کاذب بهعنوان موتور محرکۀ اقتصاد جدید اشاره کرد و ادامه داد: وقتی یک اینفلوئنسر با لحنی خودمانی دربارۀ یک خمیردندان خاص یا یک روتین پوستی هفتگی صحبت میکند، ناخودآگاه در ذهن ما این جمله شکل میگیرد که دوست من این را پیشنهاد کرده، پس حتماً ارزش امتحان کردن را دارد.
این فعال اجتماعی خاطرنشان کرد: در حالی که در پس این صحبتهای به ظاهر دوستانه، یک معاملۀ تجاری بسیار حساب شده با قراردادهای مالی دقیق وجود دارد و این دقیقاً همان جایی است که مرز بین توصیۀ صادقانه و تبلیغ پنهان کمرنگ و کمرنگتر میشود.
مهرعلی با نگاهی نقادانه، این پدیده را استراتژی جدید سرمایهداری دیجیتال توصیف کرد و گفت: اینفلوئنسرها در واقع از سرمایۀ اجتماعی خود بهعنوان پول نقد استفاده میکنند.
وی با اشاره به اینکه آنها با تحلیل دادههای رفتاری مخاطبانشان، هویتی دیجیتال میسازند که دقیقاً مطابق با نیازها، آرزوها و حتی کمبودهای عاطفی ما طراحی شده است، افزود: به عبارت دیگر، آنها به ما نمیفروشند که آن محصول چه کارایی دارد؛ بلکه به ما این حس را میفروشند که با خرید آن محصول، میتوانیم به سبک زندگی، حالوهوا و پایگاه اجتماعی آنها نزدیکتر شویم.
این فعال اجتماعی ادامه داد: این همان ترفندی است که مرز بین خواستن و نیاز داشتن را برای همیشه در ذهن مصرفکننده محو میکند.
مهرعلی در پایان با اشاره به آمارهای نگرانکننده از افسردگی، فرسودگی شغلی و بحران هویت در میان اینفلوئنسرهای حرفهای، تصریح کرد: آگاهی مخاطبان از مسائل اینچنینی باعث میشود تا فریب شرایط زندگی متفاوت برخیها در فضای مجازی را نخورند و در خصوص پشتپرده این فضای رنگارنگ مطلع باشند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!