حالت تاریک
یکشنبه, 24 خرداد 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی عصرهمدان هستید؟
روایت بعثت امت از نگاه فعال رسانه
در گفتگوی تفصیلی با فعال رسانه عنوان شد:

روایت بعثت امت از نگاه فعال رسانه

یک فعال رسانه با بیان اینکه با شهادت رهبر انقلاب، مردم بدون هیچ فراخوانی از همان ساعات اولیه به خیابان آمدند، گفت: این همان بعثت بی‌سابقه امت است، بعثتی که در آن ۹۰ میلیون نفر زیر یک پرچم، دشمن را دچار خطای محاسباتی کردند.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان» از همان ساعات اولیه شهادت رهبر انقلاب، بدون هیچ بیانیه و فراخوانی، تاروپود جامعه ایران دگرگون شد. مردمی که تا دیروز در خانه‌های خود غرق در غربت بودند، ناگهان به امتی تبدیل شدند که میدان را از آن خود کردند. 

یک فعال رسانه‌ای که به همراه همسرش شب‌های تجمعات مردمی را از نزدیک روایت کرده، در گفتگو با عصر همدان از بعثتی می‌گوید که در آن ۹۰ میلیون نفر بدون منت و بدون دستور، زیر یک پرچم جمع شدند تا به دشمن بفهمانند: محاسباتت درباره ملت ایران غلط بود. 

این گفتگوی تفصیلی روایتی از بعث امت است از نگاه یک فعال رسانه که در ادامه می‌خوانید.

خبرنگار عصر همدان: سلام علیکم و خدا قوت. خدمت شما فعال رسانه‌ای هستیم که در این شب‌های طولانی و بیش از ۱۰۰ شب از تجمعات مردمی، حضوری مستمر و پررنگ داشتید. به عنوان اولین سؤال، بفرمایید از چه روزی و با چه انگیزه‌ای وارد این عرصه شدید؟

امیرحسین حسینی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام دارم خدمت شما و عرض خدا قوت دارم. خب ما از همان روز اول که جنگ شروع شد و رهبر انقلاب به شهادت رسید، بلافاصله خودجوش به سمت میدان اصلی شهر حرکت کردیم و در جاهای مختلف شرکت کردیم. حضور ما در عرصۀ خیابان به طور کلی می‌توانیم بگوییم که مستمر بود و احیاناً اگر یک موقعی سرمان خیلی شلوغ می‌شد نمی‌توانستیم به صورت کامل حضور داشته باشیم، ولی هر شب سعی ما این بود که در میدان باشیم و صحنه را ترک نکنیم. حضور با توجه به اینکه ما مشغله و فعالیت‌های زیادی در محل کار داریم، هر از گاهی کمرنگ می‌شد اما سعی می‌کردیم حداقل شبی نیم ساعت هم شده، خودمان را به این تجمعات برسانیم. به نظرم ما حضور مستمری داشتیم در عرصۀ خیابان و حداقل می‌توانم بگویم از یکصد و اندی شب، حدود 90 شب حضور مستمر داشتیم.

خبرنگار: شما همراه خانواده هم در این تجمعات حضور داشتید؟

امیرحسین حسینی: بله، من و همسرم به اتفاق همدیگر در حوزه رسانه و تولید محتوای رسانه فعالیت می‌کردیم. از همان روز اول یعنی دوربین به دست و قلم به دست در عرصۀ خیابان حضور داشتیم. فعالیت‌های رسانه‌ای از قبیل خبرنویسی، تولید مصاحبهٔ مردمی، تصویربرداری، عکس‌برداری، تولید آیتم‌های مناسب فضای مجازی و به طور کلی تمامی حوزه‌های رسانه را در این شب‌هایی که در خیابان بودیم به عرصهٔ رسانه بردیم.

خبرنگار عصر همدان: مهم‌ترین اقدام شما در آن روزهای اول چه بود؟

فعال رسانه: یکی از مهم‌ترین کارهایی که ما انجام دادیم به نظرم برمی‌گردد به آن روزهای اول حضور مردم. این ملت مبعوث‌شده که خودشان را به گوشه‌کنار خیابان و میادین مختلف شهر می‌رساندند؛ من و همسرم به اتفاق هم سعی می‌کردیم بیشتر نقاط شهر را روزهای اول پوشش بدهیم که مثلاً بگوییم در فلان نقطه مردم در خون‌خواهی رهبر انقلاب به خیابان‌ها آمده‌اند، به میادین شهر آمده‌اند، خودشان را از گوشه و کنار رسانده‌اند به جمعیت تا یک زیستِ جمعی را تجربه کنند و این سوگ جمعی را با همدیگر در واقع تجربه بکنند. به نظرم همان روزهای اول ما توانستیم یکی از مهم‌ترین کارها و رسالت‌های خودمان را که بازنمایی تصویر واقعی مردم بود، بتوانیم در حوزه رسانه نشان بدهیم.

خبرنگار عصر همدان: مهم‌ترین علت شکست دشمن را در چه می‌بینید؟

امیرحسین حسینی: خب همان طور که عرض کردم خدمتتان، مهم‌ترین اقدام ما در واقع نخستین اقدام ما، همین پوشش خبری و تصویری تجمعات مردمی در گوشه و کنار شهر بود. شاید مهم‌ترین دلیلی که باعث شد دشمن به پشتوانۀ نیروهای مسلح مقتدر ما شکست بخورد و این دستِ پرِ نیروهای مسلح که در واقع میدان بود که دست نیروهای مسلح را پر می‌کرد، این عامل اصلی بود در شکست دشمن. یعنی رزمندگان وقتی دیدند خیابان‌ها خلوت نیست، از آشوب‌های داخلی خیالشان راحت شد. در نتیجه آن تعبیر جالبی که به اصطلاح فرمودند و در حوزه رسانه‌ای بسیار وایرال شد «خیابان با ما، میدان با شما» ما توانستیم این را به عنوان نخستین اقدام عملی رسانه‌ای و مردمی بتوانیم در حوزه رسانه نشان بدهیم. این به نظرم مهم‌ترین اقدام بود که نه تنها ما، بلکه هر فعال رسانه‌ای این کار را انجام داد.

خبرنگار عصر همدان: از جمله کسانی که بلافاصله وارد عرصه شدند و میدان را ترک نکردند، چه کسانی بودند؟

امیرحسین حسینی: از جمله کسانی که بلافاصله وارد عرصۀ خیابان شدند و میدان را ترک نکردند، همین ملتی بودند که به تعبیر رهبر انقلاب «مبعوث شدند». آن بعثت ملت وقتی دیدند که امامشان به شهادت رسیده به تعبیر جامعه‌شناختی خودشان شدند «امام» و آمدند در عرصهٔ خیابان. خیل عظیمی از ملت را پشت سر همدیگر آوردند و خیابان را پر کردند. به طور کلی یک‌صد و پنج شب که تا امروز هم ادامه داشته، می‌خواهم بگویم که مردم خودشان نخستین نفر و آوانگاردترین عاملی بودند که خودشان را بلافاصله رساندند به خیابان و میادین را پر کردند، بدون اینکه کسی بهشان بگوید به فلان خیابان بیایید. بلافاصله خودشان تشخیص دادند؛ آن قطب‌نمای درونی و آن تربیتی که حاصل بیش از ۳۰ سال تلاش رهبر انقلاب برای پرورش فکری و روحی این امت بود، در واقع از این امت در لحظۀ خاص و در بزنگاه خاص یک «امام» ساخت. یعنی تک تک این ۹۰ میلیون جمعیت ما خودشان شدند امام. تشخیص دادند که ما الان رسالتمان چیست, ۹۰ میلیون به معنای کلی جمعیت دارم عرض می‌کنم همه شدند امام و خیابان‌ها را پر کردند.

خبرنگار عصر همدان: آیا این حضور خودجوش بود یا از قبل برنامه‌ریزی شده بود؟

امیرحسین حسینی: نه، مردم به نظرم کاملاً خودجوش بلافاصله وارد خیابان شدند. هیچ کس و هیچ ارگانی نه بیانیه‌ای صادر کرد، نه درخواستی کرد. بلافاصله مردم خودشان را رساندند به خیابان‌های مختلف شهر. این تشخیص درونی خود مردم بود. شاید اگر هر ارگانی در مناسبت‌های ملی مذهبی از مردم می‌خواست که بریزند تو خیابان‌ها و خیابان‌ها را پر بکنند از قبیل ۲۲ بهمن و از قبیل ۱۳ آبان در همچین شرایطی حتی مردم دلی می‌آمدند. یعنی این‌طور نبود که مثلاً به خاطر بیانیۀ فلان سازمان فرهنگی‌سیاسی بیایند در خیابان. نه، مردم خودشان دلی می‌آمدند و هیچ ارگان و هیچ دستگاهی نمی‌توانست این حجم عظیم از مردم را تقریباً می‌شود گفت بر اساس نظرسنجی‌های مختلف سازمان‌های مختلف و معتبر، ۵۰ تا ۶۰ درصد مردم به حوزهٔ خیابان و به صحنه آمدند و این خودش نشان می‌دهد که مردم خودجوش آمدند، بدون هماهنگی و بدون گوش سپردن به کس دیگری به عرصهٔ خیابان ورود کردند.

خبرنگار عصر همدان: فضای روزهای اول چگونه بود؟ آیا نظم خاصی وجود داشت؟

امیرحسین حسینی: خب طبیعتاً در روزهای اول چون من خودم در عرصۀ خیابان بودم از همان ساعات اولیه در روزهای اول شاید آن چارچوب‌مند نبودن و نظم خیابانی نداشتن را تو حوزهٔ خیابان ما می‌دیدیم. وقتی مردم می‌آمدند در خیابان، معلوم بود که فعلاً روزهای اول خیلی مشخص نیست که این اجتماعات تا کی قرار است پیش برود، مردم می‌خواهند در این اجتماع چه بکنند، ارگان‌ها، سازمان‌ها، سازمان‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی چه برنامه‌ای برای این مردم مبعوث‌شده دارند. به نظرم همان روزهای اول هیچ برنامه‌ای نبود و در واقع شکل اجرایی کار هم یک جورایی مردم خودشان داشتند پیش می‌بردند.

خبرنگار عصر همدان: مردم چطور متوجه می‌شدند که کدام نقطه محل تجمع است؟

امیرحسین حسینی: خب آنچه باعث شد مردم متوجه بشوند که فلان نقطه مثلاً محل تجمع شده، یکی رسانه‌ها بود، یکی اینکه مردم خب به هر حال خودشان می‌رساندند به خیابان و هر طور شده خودشان را می‌خواستند وارد یک جمعی بکنند و از این تنهایی و غربتی که تو خانه‌ها و یا تو آن محلات بود، از آن یک مقدار فاصله بگیرند و همه به نوعی می‌خواستند آن غم را و آن ناراحتی از دست دادن رهبر شهیدمان را می‌خواستند به صورت دسته‌جمعی در واقع به سوگ بنشینند. یک سوگ اجتماعی به معنای واقعی کلمه شکل گرفت. بنابراین مردم خودشان بیشتر متوجه می‌شدند که کجا باید بروند، کجا خودشان را برسانند. اگر نقطه‌ای می‌رسیدند که می‌دیدند کمتر حضور دارند مردم نیستند در نتیجه بلافاصله محل اجتماع را عوض می‌کردند و خودشان را همان طور که گفتم به خیل عظیم جمعیت می‌رساندند تا بتوانند در آن سوگ جمعی شریک بشوند.

خبرنگار عصر همدان: اگر بخواهیم مراحل شکل‌گیری این تجمعات را مرحله‌بندی کنیم، چه مراحلی را می‌توان نام برد؟

امیرحسین حسینی: به نظرم اگر بخواهیم میدان را مرحله‌بندی بکنیم شاید یکم سخت باشد، ولی به نظر من مرحلۀ اول اولین حضور مردم بود. یکی از مهم‌ترین و در واقع اولین مرحلۀ تشکیل این تجمعات بود. وقتی مردم خودشان به صورت تشخیص و بصیرت‌وار خودشان تشخیص دادند که ما باید الان بریزیم تو خیابان، این به نظرم اولین مرحلۀ اجتماعات خیابانی بود.

مرحلۀ دوم اگر بخواهم بگویم، شاید هیئت‌های مذهبی و هیئت‌های انقلابی و فعالین مساجد و این‌ها بودند که خودشان را رساندند به مردم. هرچند شاید نتوانیم خیلی تفکیکی قائل بشویم بین مردم به معنای کلی کلمه با قشرهای مختلفی که در حوزه‌های خاصی دارند فعالیت می‌کنند، ولی به نظرم مردم بدون وابستگی سازمانی، بدون بسیج، خودشان رساندند خیابان و این اولین مرحله بود. مرحلۀ دوم همان طور که عرض کردم، هیئت‌های انقلابی و مساجد، فعالین مساجد و این‌ها بودند که خودشان را رساندند به قشر مختلف مردم.

مرحلۀ سوم به نظر من حضور قشرهایی بود که شاید ما به طور کلی به این‌ها می‌گوییم قشر خاکستری یا خنثی. که نه سیاسی‌اند، نه آن چنان که تعلقات سیاسی دارند، اما باطن دینی و مذهبی دارند. این افراد هم از جمله گروه‌هایی بودند که خودشان را بلافاصله به جمعیت رساندند. یعنی همان روزهای دوم، سوم کاملاً مشخص بود که این‌ها به دلیل حس وطن‌دوستی، حس غیرت دینی و آن حب و حبی که نسبت به رهبر انقلاب داشتند و آن بغضی که نسبت به دشمن از مدت‌ها قبل ایجاد شده بود، این‌ها باعث شد که همین قشر هم به عنوان مرحلۀ سوم اجتماعات را تکمیل بکنند.

مرحلۀ چهارم شاید به نظرم آخرین مرحله که بشود راجع بهش صحبت کرد، این است که در واقع چند روز بعد از تجمعات بود که یک خیزش مردمی و یک خیزش ملی به معنای واقعی کلمه تو کشور اتفاق افتاد. این جماعتی هم که داریم به عنوان «خیزش ملی» و «بعثت مردم» از آن نام می‌بریم، خب نه تعلقات سیاسی داشتند، نه خیلی تعلقات فرهنگی همه مدل جمعیت بودند. یعنی هم راست، هم چپ، با حجاب، کم‌حجاب، همه آمده بودند. همه وارد صحنه شدند تا بتوانند در مقابل این دشمن قطار بتوانند ایستادگی بکنند و خودشان را نشان بدهند و در واقع آن هویت دینی و ملی خودشان را به رخ دشمن بکشند که «شما اشتباه فکر کردید راجع به ملت ایران. شما راجع به مردم ایران درست فکر نکردید و دچار اشتباه محاسباتی شدید. اگر فکر می‌کردید ما مشکل اقتصادی داریم و همراه شما می‌شویم و در کف خیابان مثل وقایع دی‌ماه رقم می‌زنیم، اشتباه کردید. ما مردم انتقاد داریم، ما مردم اعتراض داریم، اما هیچ وقت دل به بیگانه نبستیم. برای آزادی ما هیچ بیگانه‌ای نمی‌تواند به یک کشور دیگر آزادی، رفاه و امکانات ببرد. در نتیجه مردم این را خودشان تشخیص دادند و یک بعثت عمومی در سطح کل جامعه و تمام قشرها را در واقع در بر گرفت. این به نظرم مرحلۀ چهارم حضور مردم در تجمعات بود.

خبرنگار عصر همدان: چه اقداماتی در تثبیت میدان مؤثر بود؟

امیرحسین حسینی: اینکه بگوییم چه اقدامی در تثبیت میدان مؤثر بود، به نظر من:

در درجۀ اول حضور مردم واقعاً شاهکار بود. مردمی که جانانه، نجیبانه آمدند کف خیابان. به نظرم در درجۀ اول این حضور بود که توانست تأثیر بگذارد و دست رزمندگان را در عرصۀ میدان هم پر بکند.

مرحلۀ دوم به نظرم پوشش رسانه‌ای فعالین رسانه‌ها و تمام در واقع رسانه‌های داخلی از افرادی که در تجمعات بودند یعنی همه قشر آمده بودند این پوشش رسانه‌ای گسترده خیلی خوب توانست به نظرم بتواند در تثبیت میدان اثر خودش را بگذارد. آن بازنمایی که اتفاق افتاد نشان داد که در عرصۀ جهانی، به نظرم آن قلب رسانه‌ای که داشت علیه جمهوری اسلامی، علیه کشور، علیه مردم یک سیاه‌نمایی، یک وانمایِ در واقع آن دروغ‌هایی که داشت به خورد جامعۀ جهانی می‌داد، این حضور مردم توانست آن را کاملاً خنثی بکند و یک روایت دیگری را به عنوان روایت اصلی در عرصه‌های جهانی بتواند به همهٔ جهانیان و افکار عمومی جهان نشان بدهد. اینکه مردم آمدند گفتند «ما پشتیبان حکومت هستیم، ما همچنان مدافع این سیستم هستیم، مدافع ولایت فقیه هستیم» و در واقع با این حرکاتشان، با آن سخنانشان و این پوشش رسانه‌ای توانستند جبهۀ استکبار و جبهۀ زر و زور و تزویر را بتوانند به محاق ببرند.

خبرنگار عصر همدان: نقش زمان‌بندی شبانه چه بود؟ چرا تجمعات بیشتر شب‌ها برگزار می‌شد؟

امیرحسین حسینی: خب طبیعتاً اینکه نقش زمان‌بندی شبانه چه بود، به نظر من برمی‌گردد به آن اتفاقات بسیار سنگین و سهمگین دی‌ماه که مردم ایران واقعاً در خیلی از شهرها بی‌گناه مورد هدف قرار گرفتند، مورد هدف اراذل و اوباش قرار گرفتند، هدف عوامل نفوذی موساد در داخل کشور قرار گرفتند. این‌ها به نظر من در نقش‌بندی زمان‌بندی شبانه اثر داشت. اینکه بلافاصله مردم تشخیص دادند اگر در خیابان حضور پیدا نکنند، اتفاقات دی‌ماه قرار است که بازم اتفاق بیفتد. مردم بلافاصله به خاطر اینکه این اتفاقات نیفتد و سد محکمی در مقابل اغتشاشگران و قطارکشان و اسلحه‌به‌دستان بشوند، و همچنین به خاطر اینکه نشان بدهند که ما آن جماعت دی‌ماه نیستیم، خودشان آمدند تو خیابان. و شبانه آمدند، چون آن اتفاقات دی‌ماه تو شب اتفاق می‌افتاد. بلافاصله زمان‌بندی را به شب تغییر دادند، از روز به شب تغییر دادند. چون روزهای اول آن اجتماع مردمی به صورت خودجوش مثلاً تا ساعت عصر گاهی برگزار می‌شد، صبح برگزار می‌شد، نهایت عصر بود. اما بعداً که بهتر صحنه روشن‌تر شد، همه بلافاصله خودشان را تطبیق دادند و زندگیشان را تطبیق دادند و هماهنگ کردند با تجمعات شبانه. و در واقع این زمان‌بندی شبانه ناشی از آن اتفاقات دی‌ماه بود.

خبرنگار عصر همدان: جایگاه و ساختار تجمعات چگونه طراحی و تنظیم شد؟

امیرحسین حسینی: نقش جایگاه و آن ساختاری که بلافاصله در جاهای مختلف طراحی و تنظیم شد، به نظر من خیلی خوب بود. روزهای اول شاید یک مقدار ما دچار بی‌نظمی شده بودیم و در یک گیجی ظاهری به سر می‌بردیم، اما رفته رفته آن جایگاهی که زدند، آن سیستم‌هایی که آوردند برای هر شخص، برای خودش، هر موکب، هر مسجدی آن جایگاه و آن موکب خودش را طراحی کرد بلافاصله و یک تشخصی به این اجتماعات مردمی داد. موکب‌ها آمدند، مداح‌ها آمدند، شعارهای مختلفی شکل گرفت. هر موکب با مداح مختلف خودش، با شعارهای طراحی‌شدهٔ خودش، خانواده‌ها را سرگرم کردند، خانواده‌ها را در واقع به پای این منابر رساندند. و علاوه بر مداحی که در موکب‌ها انجام می‌شد، پذیرایی‌های خیلی مختصر و دم‌دستی در واقع — مثلاً یک فنجان چای همراه با نان و پنیر در واقع کمک‌رسان و هستۀ اولیۀ شکل‌گیری این موکب‌ها را رقم زد. و همین موکب‌ها خیلی واقعاً خدمات خوبی را به مردم در مناطق مختلف کشور و استان‌ها و شهرهای مختلف ارائه دادند.

خبرنگار عصر همدان: نقش مداحی در این تجمعات چه بود؟

امیرحسین حسینی: مداحی که بلافاصله در آن برهۀ زمانی در واقع شکل گرفت، ساخته شد و نقش ویژه‌ای را بازی کرد. به نظر من چند تا مداحی خیلی، خیلی شاهکار بودند و مردم را کاملاً به صورت حماسی و تهییج‌شده به معنای مثبت بار آوردند و به عرصۀ خیابان کشاندند. مثل مداحی «بزن که خوب می‌زنی و باید برخاست». این‌ها واقعاً شاهکار بودند. همهٔ مردم، چه جماعت دینی، چه جماعتی که کمتر تعلقات دینی دارد یا در ظاهر خیلی ما نمی‌توانیم بهشان بگوییم مثلاً جماعت حزب‌اللهی اما این‌ها هم همان مداحی‌ها را داشتند زمزمه می‌کردند در مناطق مختلف، در تجمعات، در خلوت‌ها. این‌ها را داشتند در واقع زمزمه می‌کردند و این نقش مداحی را می‌رساند.

خبرنگار عصر همدان: شعارها چه روندی را طی کرد؟

امیرحسین حسینی: شعارهایی که طراحی و تنظیم شده بود، واقعاً آن روزهای اول خیلی، خیلی دشمن‌شکن بود. تا رفته رفته به سمت شعارهای فرهنگی، شعارهای سیاسی، شعارهای اقتصادی حتی کشیده شد. شعارهایی که به نظر من دشمن با شنیدن این شعارها حساب دستش آمد و فهمید که نمی‌تواند در مقابل این ملت انقلابی و ملت غیوری به نام مردم ایران ایستادگی بکند. چرا که آن شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» هیچ وقت از زبان این مردم نیفتاد.

خبرنگار عصر همدان: خانواده‌ها چه نقشی در این تجمعات داشتند؟

امیرحسین حسینی: خانواده‌ها به نظرم یکی از مهم‌ترین رکنی بودند که در این عرصه و در این تجمعات خیابانی دیده شد. یکی از مهم‌ترین وجوه بارز این تجمعات، حضور خانوادگی مردم بود. یعنی مردم علاوه بر اینکه آقای خانواده خودش می‌آمد، بچه‌هایش هم در کالسکه، داخل ماشین و در جاهای مختلف ما این‌ها را می‌دیدیم که حضور دارند و خیلی، خیلی پرقدرت هر شب دارند می‌آیند. بلافاصله خودشان و زندگیشان و کسب و کارشان و کارهای بچه‌هایشان را بلافاصله تطبیق دادند با تجمعات شبانه و خودشان را به تجمعات شبانه رساندند. در واقع می‌توانیم بگوییم که خانواده به نظر من و حضور خانواده‌ها، رُکن رکین این تجمعات شبانه بود.

خبرنگار عصر همدان: نقش رسانه‌ها را در این صد و چند روز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امیرحسین حسینی: خب ما بخواهیم راجع به نقش رسانه‌ها صحبت بکنیم در این تجمعات و این صد و چندین روز، می‌توانیم بگوییم که هر کسی در خانه چند روزی رفت برای استراحت، اما اهل رسانه با توجه به آن رسالتی که داشتند، عرصه را ترک نکردند. همچنان در میدان بودند. چرا که باید هر شب آن اجتماع عظیم را پوشش می‌دادند، هر شب باید برای فضای مجازی تولید محتوا می‌کردند، هر شب باید برای رسانه‌های مختلف داخلی خوراک فکری، خوراک خبری تهیه می‌کردند. خب نقش رسانه‌ها که واقعاً ویژه بود، چرا که بدون رسانه به نظر من این تجمعات آن‌طور که باید و شاید بازخورد نمی‌داد به بیرون. و آن افکار عمومی بیرون بدون وجود این رسانه‌ها از عمق دلدادگی و دلبستگی مردم ایران نسبت به حاکمیت و ایران عزیز کمتر اطلاع پیدا می‌کردند. در نتیجه می‌خواهم بگویم که این نقش رسانه اصلاً غیر قابل انکار است.

خبرنگار عصر همدان: پرچم چه جایگاهی در این تجمعات داشت؟

امیرحسین حسینی: یکی از شاید آن جلوه‌گاه اصلی که در این تجمعات ما دیدیم، پرچم به دست‌ها بود. آن پرچم‌هایی که در واقع به دست اراذل و اوباش در دی‌ماه هر از گاهی می‌دیدیم که به آتش کشیده شد، اما خداوند متعال کاری کرد که کمتر از دو ماه، آن پرچم‌هایی که می‌سوزاندند به دست تک تک مردم نود میلیونی داده شد و این پرچم در دست ملت ایران به معنای واقعی دیده شد. مردم خودشان را وابسته به پرچم دانستند. شعارهای مختلفی راجع به این موضوع درست شد — اینکه «پرچم کفن ماست» یا اینکه «این پرچم هیچ وقت زمین نمی‌آید تا بشود کفن ما». خب خداوند متعال لطف کرد این پرچم به فاصلۀ کمتر از دو ماه روی دستان مردم قرار گرفت، روی شانه‌های مردم قرار گرفت. و در تمامی میادین ما می‌دیدیم که همه افراد بوسه به پرچم می‌زنند. در میادین ورزشی دیدیم، در حوزهٔ هنرمندان دیدیم، در حوزه‌های مختلف می‌دیدیم که مردم چه علاقه و علقه‌ای نسبت به این پرچم پیدا کردند. الحمدلله این پرچم بود که توانست همه را ذیل کلمهٔ «الله» جمع بکند. شاید کمتر قبل‌تر نسبت به این پرچم و جایگاه پرچم ما توجه خاصی نداشتیم یا کمتر بهش توجه می‌کردیم، اما الحمدلله به لطف خدا در این تجمعات پرچم شده بود رکن اصلی تصاویری که مردم داشتند و از آن فعالیت‌های رسانه‌ای که بیرون می‌آمد، پرچم پررنگ‌ترین المان موجود در تصاویر بود.

خبرنگار عصر همدان: به نظر شما اگر مردم نبودند، میدان ادامه پیدا می‌کرد؟

امیرحسین حسینی: به نظر من اگر مردم نبودند، میدان ادامه پیدا نمی‌کرد. مردم با حضور در خیابان، علاوه بر اینکه عرصه و میدان را خالی نکردند، دستِ قدرتمند نیروهای مسلح شدند. نیروهای مسلح به پشتوانهٔ همین مردم داشتند در واقع در تونل‌های موشکی، در مرزهای مختلف، در آسمان، در زمین، روی دریا به پشتوانهٔ همین مردم بود که داشتند در واقع ایستادگی می‌کردند و به دشمن ضربه وارد می‌کردند. خب خدا را شکر که این میدان همچنان پشتوانهٔ مردمی خودش را دارد. و این نشان می‌دهد که اگر ما یک نگاه و تحلیل مردم‌شناسی داشته باشیم، نشان می‌دهد که مردم جمع شدند دور هم، آن هویت ایرانی شکل گرفت. آن هویتی که واقعاً نشان داد که مردم ایران آن چیزی نیستند که در رسانه‌ها بازنمایی می‌شود. مردم ایران را باید در جایگاه خودش شناخت. آن هویت دینی و انقلابی و ملی مردم در واقع پشتوانه‌ای شد برای میدان و میدان هم با خیال راحت کارهایش را پیش برد. لذا به نظرم آن حضور مردم در کف خیابان باعث شد که میدان همچنان ادامه داشته باشد.

خبرنگار عصر همدان: آیا میدان دیگر مقطعی نیست؟

امیرحسین حسینی: یکی از دلایلی که ما متوجه می‌شویم میدان دیگر مقطعی نیست، این است که پشتوانهٔ مردمی نظام کاملاً بر همه محرز شد. شاید قبل‌تر رسانه‌ها، شخصیت‌های سیاسی بیگانه، شخصیت‌های معاند، رسانه‌های معاند از براندازی نظام، از براندازی سیستم حاکمیتی سخن می‌گفتند. اما خدا را شکر با این اتفاقاتی که افتاد و این بعثت مردمی که پیش آمد، به نظرم دیگر دشمن خیال ساقط کردن جمهوری اسلامی را ندارد. هرچند به فکر این است که ضربه‌هایی بزند، اما دیگر به نظر من نباید فکری بکند و فکر هم نخواهد کرد که به براندازی این نظام، چرا که پشتوانهٔ میلیونی این مردم و جان‌فدایان سی میلیونی را دید. لذا به نظرم با وجود این مردم در کف خیابان‌ها، همه فهمیدند که میدان مقطعی نیست. هر زمان نیاز باشد مردم هستند، هر زمان نیاز باشد قدرت نیروهای مسلح همچون پتک بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.

خبرنگار عصر همدان: مدیریت و هماهنگی میدان با چه کسانی بود؟ تصمیم‌ها را چه کسانی می‌گرفتند؟

امیرحسین حسینی: خب، میدان عمل در واقع مدیریت و هماهنگی و اینکه تصمیم‌ها را چه کسانی می‌گرفتند به نظرم در درجۀ اول خود مردم بودند. این مردم بودند که همان طور که گفتم روز اول بدون توجه به بیانیه‌ها، بدون درخواست یک سازمانی، خودشان آمدند به خیابان و در تجمعات شرکت کردند. بنابراین میدان‌دار اصلی خود مردم بودند. تصمیم‌ها را خود مردم می‌گرفتند. خب وقتی ما می‌گوییم «مردمی»، دقیقاً نشان می‌دهد که یک شورای میدانی یا یک گروه پیام‌رسان هماهنگ‌کننده، یا در واقع مدیریت از بالا به پایین و ثابت وجود نداشت. چون مردم خودشان تشخیص می‌دادند که من امشب باید در کدوم نقطۀ شهر بایستم. تجمعاتی که شکل گرفته بود در نقاطی که دی‌ماه بیشتر شلوغ بود، این تجمعات خیابانی هم بیشتر پررنگ بود. یعنی مردم خودشان تصمیم می‌گرفتند، خودشان تشخیص می‌دادند و از بالا به صورت عمودی نبود که سلسله مراتبی طی بشود و در واقع بگویند که مردم کدوم نقطه بروید یا نرید. مردم خودشان تصمیم می‌گرفتند در کجا باشند. هماهنگ‌کننده و مدیریت دست خود مردم بود.

خبرنگار عصر همدان: در حوزه هماهنگی میان جایگاه، موکب، رسانه و نیروهای رسمی و غیررسمی، وضعیت چگونه بود؟

امیرحسین حسینی: در حوزه هماهنگی میان جایگاه و موکب و رسانه و در واقع نیروهای رسمی و غیر رسمی، به نظر من باز هم همین جا ما می‌توانیم بگوییم مردم و گروه‌های مردمی و مساجد و بسیجی‌ها و فعالین انقلابی توانستند این‌ها را مدیریت بکنند. خب بدون اینکه نهادهای رسمی ورود بکنند، بدون اینکه نیروهای رسمی دستوری بدهند، مردم خودشان در واقع این‌ها را شکل می‌دادند. از جایگاه، از موکب، از خیرین کمک‌هایی می‌گرفتند. 

 در واقع شاید کمک‌هایی را از طریق همین مردم نهادهای رسمی در واقع کمکی می‌کردند اما آن بن‌مایۀ اصلی تجمعات و این هماهنگی و مدیریت، دست خود مردم بود. مدیریت هم کاملاً به صورت غیر رسمی بود. هیچ رسمیتی در این تجمعات نبود. کاملاً غیر رسمی. وقتی ما می‌گوییم غیررسمی یعنی کاملاً غیر مسئولی، غیر دستگاهی و کاملاً مردمی. همان طور که باید و الزامی است که این اتفاق در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی بیافتد، مردم باید می‌آمدند پای کار تا کارها پیش برود. چرا که مردم خودشان همچنان جنس خودشان را بهتر می‌توانند درک کنند و بفهمند تا اینکه یک مسئولی از بالا به پایین بخواهد یک دستورالعملی صادر بکند و تبعیت محض داشته باشد از طرف مردم. نه، اینجا مردم خودشان در حوزهٔ خیابان بودند، می‌دانستند که باید چه کنند. از خیرین کمک می‌گرفتند برای تأمین مثلاً حتی آن غرفه‌ها، برای کرایهٔ باندها، برای خیلی از کارهایی که نیاز خیابان بود. خب همین خیرین هم باز هم خود مردم بودند. غالب این تصمیمات، مدیریت میدان‌داری همش به نظرم با مردم بود.

خبرنگار عصر همدان: آیا تعارض و تداخلی بین گروه‌های مختلف مردمی پیش نیامد؟

امیرحسین حسینی: خب خیلی از بخش‌ها خود به خود پیش می‌رفت. به نوعی به نظرم چون مردم هم همان طور که گفتم تشخیص می‌دادند الان باید چه بشود، بلافاصله مسجدی تشخیص می‌داد که «من اینجا باید موکب بزنم چون اینجا مردم نیاز به چای دارند، اینجا مردم نیاز به آب دارند». بلافاصله کار خودشان را انجام می‌دادند. حالا ممکن است یک دستگاهی هم بر اساس وظایفی که دارد مثل مثلاً شهرداری حالا یک جایگاهی در نظر می‌گرفت، حالا یک در واقع خیلی کمک ناچیزی از منظر غیرمالی انجام می‌داد، یک هماهنگی انجام می‌داد، ولی به طور کلی باز هم کارها به دست مردم بود.

به نظرم یکی از جاهایی که نیاز به مدیریت داشت، بحث سخنرانی‌ها و شعارها بود که رفته رفته کمی به سمت اشخاص نشانه رفتیم. ما این شعارها را به نظر من باید مسئولین و شوراهای مختلفی که حالا ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند، باید نسبت به سخنران و آن افرادی که شعار می‌دادند و مداحان باید نظارت بیشتری می‌داشتند.

به نظر من خیلی تعارض و تداخلی بین گروه‌های مختلف مردمی پیش نیامد. چرا که اینجا دیگر هیچکدام از گروه‌های مردمی به فکر «خودم، گروه‌ام، دار و دستم» نبودند. اینجا همه زیر یک چیز جمع شدند: زیر پرچم جمهوری اسلامی. وقتی همه قبول کردند که باید زیر پرچم ایران باشیم، دیگر همه تعلقات، همه رنگ‌بندی‌ها، همه صف‌بندی‌ها رفت کنار. همه مردم شدند یکی، یکدست برای یک پرچم. زیر یک پرچم فعالیت کردند و هیچ تداخل و تعارض در واقع ماهیتی نبود. شاید شکلًا یک نظراتی بود، اختلافاتی بود، تداخل و تعارضی بود اما با مدیریت مردم همه این‌ها حل می‌شد، با مدیریت بچه‌های مساجد همه این‌ها حل می‌شد و هیچ گونه تداخل و تعارضی در کار نبود.

خبرنگار عصر همدان: میدان‌داران اصلی چه کسانی بودند؟

امیرحسین حسینی: میدان‌داران اصلی همان طور که بارها و بارها گفتم خود مردم بودند. موکب‌داران خود مردم بودند. مداحان از دل مردم بودند. همه فعالیت‌های مختلفی که حول این خیابان انجام می‌گرفت از مداحی تا منبری تا موکب، تا رسانه همه، همه جز همین مردم بودند و میدان‌دار اصلی در واقع مردم بودند و بچه‌های بسیجی و بچه‌های مساجد و این‌ها بودند.

خبرنگار عصر همدان: موکب‌داران چه نقشی داشتند؟

امیرحسین حسینی: خب موکب‌داران خدا را شکر در این برهه به نظرم خیلی خوب درخشیدند. یکی از کارهایی که این‌ها انجام دادند این بود که بلافاصله تشخیص دادند که باید یک موکبی بزنند برای پذیرایی، برای اینکه یک ایستگاهی باشد برای استراحت افراد. چند تا صندلی گذاشتند، پذیرایی کردند. پذیرایی هم در حد همین چای و دمنوش‌های مختلفی بود که ارائه می‌شد. به نظر من موکب‌ها هم خدمات خیلی خوبی را ارائه دادند.

خبرنگار عصر همدان: نقش مجریان، مداحان، شاعران و سخنرانان را چگونه می‌بینید؟

امیرحسین حسینی: هر کدام از مجریان، مداحان، شاعران و سخنرانان نقش خودشان را به نظرم ایفا کردند. حالا جدا از آن آسیب‌شناسی‌هایی که ممکن است باشد و باید انجام بشود، ولی در این برهۀ زمانی یکصد روز، به نظرم خیلی خوب تبیین کردند مسائل را، خیلی خوب مردم را در عرصۀ خیابان نگه داشتند، به مردم خوراک دادند از نظر خبری، اطلاعاتی. و به طور کلی می‌توانیم بگوییم که نقش مجریان، مداح‌ها، سخنوران، سخنرانان و شاعران در این زمینه بسیار مناسب بود و در راستای اهداف انقلاب اسلامی و تهییج و آن انسجام ملی به نظرم خوب کار کردند.

خبرنگار عصر همدان: باز هم تأکید کنیم بر نقش رسانه‌ها...

امیرحسین حسینی: خب، رسانه‌ای‌ها همان طور که گفتم در روزهای اول جنگ فعالیت خودشان را شروع کردند تا روزهای آخر، همچنان در میدان هستند. بدون وجود یک رسانه، هیچ تجمع پرشوری ماندگار نیست. در واقع اینجا هنر رسانه‌ها بود که توانست آن بازنمایی واقعی از مردم ایران و آن هویت دینی مردم و اینکه مردم نود میلیونی پشت انقلابشان، پشت کشورشان، پشت نظامشان هستند به نظرم همه این‌ها رسانه در واقع به افکار عمومی جهان رساند.

جدا از رسانه‌ها، انسان‌رسانه‌ها هم در این زمینه نقش ویژه‌ای داشتند. حتی به نظر من خود مردم بیش از رسانه‌ها اثر گذاشتند. یعنی خود مردم شده بودند یک رسانه. آن تصاویری که به صورت شخصی منتشر می‌کردند، آن تصاویری که وایرال می‌شد در حوزهٔ رسانهٔ فضای مجازی، ما بعدها دیدیم که چقدر اثر و بازخورد خوبی داشت. آن دخترکی که پستانک داشت در دهنش و پرچم تکان می‌داد، این‌ها همش نشان می‌داد که این مردم خودشان اثر رسانه‌ای دارند. این زیست اجتماعی در واقع رسیده به حوزهٔ رسانه و رسانه هم دارد خوب پوشش می‌دهد و بازتاب می‌دهد این‌ها را.

خبرنگار عصر همدان: نقش خیرین را در این اجتماعات چگونه می‌بینید؟

امیرحسین حسینی: یکی از جاهایی که واقعاً خیرین حضور پررنگی به نظر من داشتند و می‌تواند بیشتر هم باشد، همین اجتماعات مردمی است. هیچ اجتماعی به این اندازه و به این عظمت ما شاهد نبودیم تا قبل از این نه در تاریخ، نه در جاهای کشورهای دیگر. مهم‌ترین تجمعی که به نظر من در طول سال‌ها از بدو تولد انسان، از آدم تا خاتم به نظر من پیش آمده بود، هیچ تجمعی به اندازهٔ تجمعاتی که در این شب‌ها، در این صد و اندی شب در ایران عزیز ما اتفاق افتاد، در هیچ کشوری نبود. شاید به نظر من می‌شود گفت که آن تعبیر حضرت امام خمینی (ره) که فرمودند «مردم ایران از مردم عهد کوفۀ امام حسین و عهد مردم حضرت امیر بهترند» به نظرم اینجا خودش را نشان می‌دهد. مردم ما نشان دادند که از مردم زمان امیرالمؤمنین و زمان امام حسین بهتر و با بصیرت‌ترند.

خب خیرین اینجا به نظر من نقششان پررنگ است. با توجه به اینکه فعالیت‌های فرهنگی مختلف هزینه می‌خواهد، انسجام می‌خواهد، اینجا می‌توانستند آن امکانات مادی و معنوی‌شان را بهتر بیاورند سر کار، بهتر پیاده بکنند و به خاطر انقلاب اسلامی، به خاطر جمهوری اسلامی هر آنچه در دست دارند را بتوانند در طبق اخلاص بگذارند. انشاالله که این‌طور بوده و همین‌طور هم پیش خواهد رفت.

خبرنگار عصر همدان: نقش بسیج و نیروهای رسمی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امیرحسین حسینی: به نظرم بسیج و نیروهای رسمی دو مقولۀ جداست. بسیج تمام مردم آن شب‌ها همه بسیج شده بودند، همه شده بودند لشکر نود میلیونی. بسیج حضرت امام فرمودند که ما باید یک لشکر بیست میلیونی داشته باشیم، بسیج باید لشکر بیست میلیونی داشته باشیم اما ما در این اتفاقات کاملاً دیدیم که مردم همه شدند بسیجی. مردم علاوه بر اینکه بسیجی شدند، کاملاً میدان‌دار هم بودند. این را به نظرم باید از نیروهای رسمی کمی فاصله بدهیم، چون نیروهای رسمی در واقع یک تعریف خاص خودش را دارد. نیروهای رسمی هم در این زمینه فعالیت‌های مختلفی داشتند از ارگان‌های فرهنگی تا ارگان‌های سیاسی و اجتماعی هماهنگی، مدیریت، تأمین امنیت، همین‌ها با این‌ها بود. اما به نظرم به طور کلی نقش بسیجی‌ها در این عرصه ویژه‌تر بود. چرا که بسیج در حوزهٔ امنیت، در حوزهٔ فرهنگی، در حوزهٔ سیاسی، در حوزهٔ تبیینی نقش بسزایی داشت و توانست خوب پیش برود در این حوزه‌ها. شاید در این زمینه بشود به نقش مثلاً بسیج اساتید خیلی خوب و بسیج دانشجویی خیلی خوب اشاره کرد. چرا که این‌ها به نظر من خیلی خوب توانستند در این میدان خیابان ظاهر بشوند و آن نگاه تبیینی که حضرت آقا مد نظرشان بود مبنی بر جهاد تبیین را به نظرم خوب توانستند اینجا اجرا بکنند. و یادی هم بکنیم از بسیج سازندگی، از دانشجویان عزیزی که از مناطق مختلف شهرها و استان‌های مختلف خودشان را به تهران رساندند، به مناطق مختلف آسیب‌دیده رساندند تا بتوانند مرهمی بر زخم‌های مردم باشند. به نظرم از جمله نقش‌های اثرگذار این عزیزان بود.

خبرنگار عصر همدان: گروهی که کمتر در این اجتماع دیده شدند، چه کسانی بودند؟

امیرحسین حسینی: به نظر من یکی از کسانی که و شاید یکی از گروه‌هایی که کمتر در این اجتماع دیده شدند اهالی رسانه بودند. با وجود اینکه هر شب در خیابان‌ها بودند و کنشگری مردم را پوشش می‌دادند و حضور مردم را در صحنه به نمایش می‌گذاشتند، خودشان اما در بطن ماجرا بودند بدون اینکه دیده بشوند. نقش‌آفرین بودند در این تجمع.

خبرنگار عصر همدان: نقش گروه‌های مختلف مردم را در این تجمعات بفرمایید.

امیرحسین حسینی: به طور کلی مردم وقتی می‌آمدند، یک بخش اصلی از مردم فقط به عنوان اینکه به تکلیف خودشان عمل بکنند در صحنه حاضر بودند. اما یک گوشه‌ای از کار را هم بعضاً توسط همین مردم جمع می‌شد و نقش‌آفرینی داشتند. مردم در موکب‌ها، مردم در شعار دادن‌ها، مردم در خدمت شما عرض کنم خدماتی که در موکب‌ها ارائه می‌شد، یا بحث مداحی، بحث قرائت ادعیه، همه این‌ها به صورت ویژه مردم نقش‌آفرین بودند. خانواده‌ها که اصلاً یکی از ارکان اصلی این اجتماعات بودند در واقع بدون حضور خانواده‌ها که بعضاً با چند فرزند می‌آمدند آنجا حضور پیدا می‌کردند این یکی از مهم‌ترین به نظر من آن مرکز ثقل این تجمعات، در واقع خانواده‌ها بودند که صد و اندی از روزها و شبی که از جنگ گذشت، همچنان در خیابان ماندند.

در این تجمع، نوجوانان و جوانان نقش‌های مختلفی را به عهده می‌گرفتند از قبیل خدمات‌دهی در موکب‌ها، مداحی، شعار دادن. و به طور کلی می‌شود گفت که نوجوانان و جوانان در این اجتماعات به صورت کاملاً عملی استکبارستیزی و دشمن‌شناسی را کاملاً در واقع یاد گرفتند. یک مدرسه‌ای شده بود برای جوانان و نوجوانان.

بعضاً دیده می‌شد که کسبه و اصناف هم نقش خودشان را با سازماندهی و در واقع این اجتماعات خیلی سریع تعریف کردند و وارد عرصه شدند. بعضاً البته خیلی کمتر در صحنه دیده می‌شد که کسبه و اصناف کار خاصی را بخواهند انجام بدهند. اما در برخی از تجمعات دیده می‌شد که اصناف با پخش شیرینی در زمانی که مثلاً ما موشک می‌زدیم یا به اهداف می‌خورد، در چنین شرایطی اصناف و کسبه هم میدان‌داری می‌کردند و نقش خودشان و سهم خودشان را ادا می‌کردند.

در این تجمعات مردم به نظر من در تمام نقش‌ها ظاهر شدند. هم خادم بودند، هم رسانه‌گر بودند، هم کمک‌کننده و هم پشتیبان در صحنه و پشت صحنه. به ویژه در موکب‌ها نقش‌آفرینی کردند. مردم با توجه به اینکه صد و چند شب در خیابان حضور پیدا کردند و در میادین شهر بودند، این میدان را متعلق به خودشان می‌دانستند. برای همینم با جان و دل در میدان بودند. هم از نظر مالی، هم از نظر مادی، هم از نظر معنوی هیچ شبی مردم کوتاهی نکردند. هر کسی هم که یک شب نیامد، قطعاً کسان دیگری جایگزین آنها شدند.

خبرنگار عصر همدان: عناصر اصلی این اجتماعات چه بود؟

امیرحسین حسینی: عناصر اصلی این اجتماعات قطعاً عوامل متعددی هست اما اگر بخواهیم به این عوامل اشاره بکنیم که عناصر و چه اجزایی داشتند، در واقع می‌توانیم به نقش جایگاه اشاره بکنیم، به موکب‌هایی که استفاده می‌شد و زده می‌شد توسط اهل مسجد، آن پرچم‌گردانی‌ها و آن حجم عظیمی از پرچم‌هایی که در دست‌ها و روی دوش مردم بود، مداحی‌های حماسی که دیده می‌شد، سخنرانی‌های تبیینی که در جایگاه‌ها ایراد می‌شد، و همچنین شعارها که به صورت کاملاً حماسی و تبیینی و دشمن‌شناسانه و استکبارستیزانه در میدان در واقع توسط خانواده‌ها، مردم، کودک، نوجوان، زن، مرد، پیر و حتی بعضاً دیده می‌شد یک سری بیماران هم خودشان را به این اجتماعات می‌رساندند تا سهمی در این نبرد آخرالزمانی داشته باشند. رسانه‌ها نقش ویژه‌ای داشتند. با توجه به آن بازتاب و پوششی که داشتند، توانستیم آن افکار عمومی جهانی را علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیج بکنیم. کمک‌های مالی که توسط خیرین، بعضاً مردم انجام می‌شد، و به طور کلی آن نظم و انضباطی که اهل مردم خود محلات، در واقع بسیج محلات، اهل مسجد، همه این‌ها ایجاد کردند.

خبرنگار عصر همدان: مناسبت‌های مذهبی و ملی چگونه در این تجمعات دیده می‌شد؟

امیرحسین حسینی: خب، بعضاً در این تجمعات دیده می‌شد مناسبت‌های مذهبی و ملی به عرصهٔ این تجمعات می‌آمد و جدا از این تجمعات برگزار نمی‌شد. خیلی از یادواره‌های شهدا در همین مناسبت‌ها برگزار شد. حتی جشن‌های تکلیف خانوادگی، حتی عقدهای ازدواج در این مناسبات در واقع پیوند گرفت و شکل گرفت.

خبرنگار عصر همدان: خط محتوایی تجمعات را چه کسانی تعیین می‌کردند؟

امیرحسین حسینی: به نظر من خط محتوایی بیشتر توسط همین مردم و گروه‌ها و بچه‌های بسیج و بسیج دانشجویی و بسیج اساتید و همچنین بسیج محلات و در واقع آن اهل مسجد شکل می‌گرفت. و محتوا هم به طور کلی می‌شود که کاملاً دست گروه‌های مردمی بود. شعارهای خودجوشی که بعضاً طراحی می‌کردند، بسیار دلنشین بود و خیلی هدایت‌شده یا هماهنگ‌شده نبود.

خبرنگار عصر همدان: زبان میدان برای نوجوانان و افراد کم‌سن‌وسال چطور بود؟

امیرحسین حسینی: خب، بعضاً شاید بشود گفت که زبان میدان برای نوجوان و افراد کم‌سن و سال شاید خیلی آن روزهای اول خیلی مناسب نبود. رفته رفته کم‌کم به صورت کاملاً ادبیات عامیانه‌تر بیان شد. حتی شعارها، حتی سخنرانی‌ها و آن مسائل طبیعی به صورت کاملاً جوان‌پسند، مردمی و به طور کلی عامیانه‌تر بیان شد و قابل فهم‌تر شد برای نوجوانان. هرچند در برخی از گروه‌های سنی ممکن است این قبیل بحث‌های سیاسی نامفهوم جلوه بدهد، اما به طور کلی قابل قبول بود.

خبرنگار عصر همدان: نقش موکب‌ها را دوباره مرور کنیم.

امیرحسین حسینی: به نظرم موکب‌ها نقش ویژه‌ای در شکل‌گیری هسته‌های اصلی خانواده‌ها و خدمات‌دهی کودکان و نوجوانان ایفا کردند. مردم خودشان این موکب‌ها را اداره می‌کردند. در واقع موکب محل پذیرایی نبود، هم محل گفتگو بود، هم محل ارتباط بود، هم محل همزیستی با جامعه بود، هم محل همدلی بود. و به طور کلی می‌شود گفت که یک زیست اجتماعی در این موکب‌ها در واقع دیده می‌شد.

به نظرم این موکب‌ها ظرفیت تبدیل شدن به پایگاه اجتماعی یا خدمت‌دهی تخصصی را هم دارند. اما باید به صورت کاملاً سازماندهی‌شده و کاملاً ساختارمند بتوانند کارهایشان را پیش ببرند. موکب‌هایی از قبیل پایگاه‌های سلامت، موکب‌هایی از قبیل بحث تبیینی، موکب‌هایی مثل خدمات‌دهی بسیج حقوقدانان، بسیج پزشکان و بسیج محلات که مطالبات و پیگیری مشکلات محلات را می‌توانند به نظر من به عنوان یک موکب‌های آوانگارد در سال‌های آینده بشود دایر کرد.

خبرنگار عصر همدان: رسانه‌ها مشخصاً چه نقشی داشتند و آیا گروه خاصی برای پوشش این اجتماعات تشکیل شده بود؟

امیرحسین حسینی: به نظر من رسانه‌ها کار خودشان را انجام دادند. اما اینکه مشخصاً مثلاً یک گروه خاصی باشد فقط برای این اجتماعات، خیلی به معنا دیده نشد و کسی هم نبود که بخواهد این‌ها را اداره بکند. کاملاً رسانه‌ها خودجوش — همان طور که گفتم مردم خودشان رسانه شده بودند. در کانال‌های مساجد، در گروه‌های شخصی خودشان، در کانال‌های هیئت‌های مذهبی، کاملاً این پوشش رسانه‌ای از تجمعات مثل فیلم، عکس و روایت دیده می‌شد. بچه‌ها و کودکانی که شعار می‌دادند، قالب گفت‌وگوهای روزهای اول و در واقع آن اوج تجمعات بود.

شاید داشتن یک روایت و بحث تحلیلی در رسانه‌ها کمی کم‌رنگ‌تر دیده می‌شد. بیشتر فقط پوشش خبری بود که به نظر من جا داشت تحلیل هم می‌شد. این حجم از حضور مردم و رسانه‌ها باید با تحلیل و تبیین بتوانند به استمرار میدان کمکی بکنند.

خبرنگار عصر همدان: هزینه‌های میدان را چه کسانی تأمین می‌کردند؟

امیرحسین حسینی: به نظرم میدان خیلی هزینهٔ خاصی نداشت و مردم خودشان و خیران، موکب‌داران، نهادهای کاملاً مردمی میدان‌دار این قضایا بودند. منتها در کنار این‌ها ممکن است شهرداری، بسیج، بعضاً سپاه حالا ممکن است کمک‌هایی هم از نظر غیر مادی داشته باشند مثل صوت، تصویر عرضم خدمت شما که جایگاه یا از این قبیل مسائل شاید کمک خاصی داشته باشند. و به طور کلی در این قضایا هیچ مشکلی هم به خاطر اینکه کاملاً بحث مردمی است، دربارهٔ هزینه یا شفافیت موضوعاتی، خیلی مسئلهٔ خاصی پیش نبود، پیش نیامد.

خبرنگار عصر همدان: اگر سازماندهی مناسبی نبود، میدان تضعیف نمی‌شد؟

امیرحسین حسینی: در واقع به نظر من اگر خود مردم در میدان نبودند، میدان دچار اختلال می‌شد. حضور مردم در میدان مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل در شکل‌گیری این اجتماعات بود. به نظر من اگر سازماندهی خیلی مناسب نباشد، میدان تضعیف می‌شود. و آن شعارها و بعضاً شعارهایی که مصداقی یک شخصی را چه از سوی دولت، چه غیر دولتی، یا نهادهای نظامی بعضاً نشانه گرفته می‌شد، به نظرم این‌ها باید مدیریت بشود تا میدان تضعیف نشود. به نظرم نباید مصداقی خیلی روی یک مسئله‌ای و روی یک شخصی بدون تحلیل و بدون در نظر داشتن وحدت جامعه تکیه بکنیم و بحث بکنیم.

خبرنگار عصر همدان: مداخله از بیرون مثل سازمان تبلیغات اسلامی می‌توانست این وضعیت را مدیریت کند؟

امیرحسین حسینی: شاید مداخله از بیرون مثل سازمان تبلیغ اسلامی شاید بتواند این وضعیت را مدیریت بکند که الحمدالله خیلی هم پررنگ نبود. به نظر من رسمی نبود این اجتماعات و هیچ وقت امنیتی نشد. شاید تکراری بود و از نظر مالی کمی در موکب‌ها و آن جایگاه‌ها کمی از نظر مالی ضعف داشتند، اما به طور کلی قابل دفاع بود. هم نوجوانان هم جوانان خودشان در میدان بودند، تولیدگر رسانه بودند. و به طور کلی می‌شود گفت که این اجتماعات یکی از مهم‌ترین اجتماعات در طول تاریخ بوده. خدا را شکر ما مسئله‌ای ندیدیم که به معنای واقعی بخواهد مشکلی پیش بیاید تا بخواهیم درصدد اصلاح آن باشیم.

خبرنگار عصر همدان: اگر اختیار داشتید، چه کاری را تغییر می‌دادید؟

امیرحسین حسینی: اگر اختیار داشتم، به نظر من روی سخنران‌ها و اینکه بحث‌های تبیینی بیشتر پیش برود کاملاً منطقی، به نوعی یک عقلانیت انقلابی را ما در این اجتماعات بیشتر می‌دیدیم به نظر من اگر اختیار داشتم این کار را می‌کردم: شعارهای مناسب، بحث‌های تبیینی و شاید زمان‌بندی.

خبرنگار عصر همدان: برای اینکه این اجتماع قابل تکرار باشد، چه اقداماتی باید انجام داد؟

امیرحسین حسینی: به نظر من سه تا اقدامی که باید انجام بدهیم تا این قابل تکرار باشد این اجتماع و از خطاهایی که بعضاً پیش می‌آمد جلوگیری بکنیم. شاید هیچ وقت ما این حجم از مردم را نتوانیم برای مناسبت‌های ملی مذهبی بسیج بکنیم و انتقال بدهیم به همچین مناسبت‌هایی. این بعثت مردم شاید هر یکصد سال یا هر پنجاه سال یک بار اتفاق بیفتد و شاید خیلی قابل انتقال نباشد واقعاً. اما به طور کلی این مدل اجتماعات قابلیت تبدیل شدن به یک محفل آموزشی و یک الگوی ملی را هم دارند. میدان با مردم شروع می‌شود، میدان با مردم در واقع تثبیت می‌شود، با مردم نگه داشته می‌شود و با مردم هم توسعه پیدا می‌کند و بدون مردم هم از بین می‌رود. به نظر من حتماً باید میدان‌داران به این امر حضور مردم و اصل مردم توجه بکنند.

خبرنگار عصر همدان: به عنوان یک فعال رسانه، رابطهٔ میدان و رسانه را چگونه تحلیل می‌کنید؟

امیرحسین حسینی: خب، بنده به عنوان یک فعال رسانه و یک مدیر رسانه و سردبیر رسانه می‌توانم بگویم که میدان و رسانه با همدیگر در این قضایا تلفیق شد. در واقع رسانۀ میدان با حضور مردم شکل گرفت، چرا که یک هویت انسانی خودش خلق‌کنندهٔ رسانۀ میدان بود. وقتی چارچوبی از در واقع آن بازنمایی انسان‌محور را ما در این قضایا دیدیم، رسانه طبیعتاً خودش میدان‌دار شد و یک سبکی از در واقع «رسانۀ میدان» بروز و ظهور کرد و نیازهای اجتماع و جامعه را پوشش داد. به عنوان یکی از مهم‌ترین ارزش‌های خبری که شاید با دقت نگاه بکنیم تمام هفت ارزش خبری را ما در این اجتماع می‌توانیم مشاهده بکنیم.

و در واقع خط روایت «رسانۀ میدان» این بود که «مردم در صحنه هستند، دشمن باید عقب‌نشینی بکند، ما خواهان این نظام، این سیستم و این در واقع حاکمیت هستیم». خط روایت داستان به نظر من در دو واژه خلاصه می‌شود: ایران و اسلام. یا به طور عمومی‌تر: جمهوری اسلامی. خط روایت رسانه‌ای که در میدان بارز بود، «جمهوریت» و «اسلامیت» بود.

خبرنگار عصر همدان: تولیدات محتوایی در این شب‌ها چگونه بود؟

امیرحسین حسینی: به نظر من تولیدات محتوایی در این شب‌ها خیلی خوب بود. انتشارش به نوعی شاید در ابتدا ضعف داشت، اما به نظرم رفته رفته بهتر شد. و این حجم از تولیدات یک آرشیوی شد. به نظرم در سال‌های آینده هم خیلی بهتر می‌توانیم از این آرشیو، از این تولیدات در حوزه‌های مختلف در رسانه، در رادیو، در تلویزیون، در همه جا از قالب‌های رسانه بتوانیم استفاده بکنیم. و به نظر من بیشترین بازخورد را هم در واقع محتوای شعارها، محتوای آن شعارهای مردمی و پلاکاردهایی که دست کودکان، مردان، زنان و مردم بود، بیشترین بازخورد را در حوزه رسانه‌ها داشت.

خبرنگار عصر همدان: رسانه‌ها به چه حوزه‌هایی کمک کردند؟

امیرحسین حسینی: به نظر من رسانه‌ها در این اجتماعات در واقع به خیلی از حوزه‌ها کمک کردند. چه در حوزهٔ میدان، چه در حوزهٔ دیپلماسی، چه در حوزهٔ رسانه. همین رسانه‌ها توانستند داوطلب جذب کنند برای خدمات‌دهی و خدمت‌رسانی در جاهای مختلف استان و کشور. حتی از بسیجیان داوطلب تا خیرین، تا خادمانی که در موکب‌ها داشتند خدمات‌رسانی می‌کردند، و حتی متخصصین حوزهٔ پزشکی و حقوقی و این‌ها. و میزهای خدمتی که شکل گرفت به برکت همین حضور رسانه‌ها و در واقع آن مطالبه‌گری رسانه‌ها بود که این شکل گرفت.

به نظر من رسانه‌ها می‌توانند با یک انسجام و چارچوب‌دهی به این محتوای پراکنده و اطلاعات پراکنده و این تصاویر پراکنده، یک روایت منسجمی بسازند و بتوانند از این روایت منسجم و از دل این روایت منسجم، یک الگوی تحلیلی و قابل انتقال برای مناسبت‌های ملی و مذهبی در واقع بتوانند شکل بدهند.

خبرنگار عصر همدان: حرف آخر؟

امیرحسین حسینی: خب، ما نمی‌توانیم واقعاً نقش رسانه‌ها را انکار بکنیم. یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین دلایلی که ما توانستیم در مقابل جبهۀ استکبار و دشمنان این مرز و بوم ایستادگی بکنیم، حضور مردم در میدان و مهم‌تر بازنمایی و پوشش رسانه‌ای این اتفاقات بود. خب مردم بلافاصله خودشان را به خیابان‌ها رساندند، اما تا اینجای کار کسی از حضور مردم در خیابان‌ها خبر ندارد تا زمانی که یک رسانه بتواند این اخبار را خوب پوشش بدهد. در واقع به آن ارزش‌های خبری میدان توجه بکند، رسانۀ میدان را فعال بکند، تصاویر و اخبار و اطلاعات را به طور کامل به عنوان یک پکیج جمع‌وجور بکند، خیلی شسته‌رفته این را در سطح رسانه‌های داخلی، در واقع در سطح رسانه‌های محلی پوشش بدهد، و حجم اطلاعات را به سمت رسانه‌های کشوری در واقع ضریب بدهد، در رسانه‌های کشوری دیده بشود. و این در واقع خودش بازخورد خواهد داشت در آن سوی مرزها. یعنی دشمن وقتی می‌بیند که این حجم از مردم به خیابان‌ها آمدند، در نتیجه در اقدامات آتی خودش محاسباتش تغییر می‌کند. وقتی ما می‌گوییم «محاسبه» یعنی که دشمن دچار یک محاسبۀ غلط شده و دچار یک خطای شناختی شده. در نتیجه این حضور مردم می‌تواند نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کند و یک خطای محاسباتی از دشمن را بلافاصله اصلاح بکند و ترمز دشمن را به نوعی برای حملۀ مجدد یا اینکه خدای نکرده فکر دیگری داشته باشد، این مردم آن‌ها را خنثی می‌کنند.

خبرنگار عصر همدان: ممنون از وقتی که برای گفتگو با ما گذاشتید.

امیرحسین حسینی: خواهش میکنم، امیدوارم موفق باشید.

انتهای خبر/

 

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!