حالت تاریک
پنج‌شنبه, 11 تیر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی عصرهمدان هستید؟
رهبر انقلاب در روایت یک خانواده قدیمی
وقتی تبعید، آغاز یک پیوند شد؛

رهبر انقلاب در روایت یک خانواده قدیمی

بسیاری از ما، رهبر انقلاب را از میان لایه‌های اخبار و پروتکل‌های رسمی می‌شناسیم؛ اما چه می‌شود اگر بخواهیم او را از دریچه‌ چشم‌های خانواده‌ای ببینیم که سال‌ها، در میان گرمای نشست‌های خانوادگی، با ایشان هم‌نشین بوده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»؛ سید محمدکاظم حجازی، استاد دانشگاه و مردی که پیوند خانوادگی‌اش با دفتر رهبری، از دوران سخت تبعید پدرش در سال ۱۳۴۹ آغاز شده، اکنون در گفتگویی صمیمانه با «عصرهمدان»، از آن سال‌های دور و از آن چهره‌ مردمی سخن می‌گوید: مردی که در خلوت، مظهر مهربانی  و در حضور مردم، مظهرِ قاطعیت و عدالت بود.

 

از مشهد تا همدان؛ پیوندی که با تبعید آغاز شد

داستان از سال ۱۳۴۹ شروع می‌شود؛ سالی که پدر حجازی به جرم ایستادگی در برابر رژیم ستم‌شاه، به مشهد تبعید شد. اما چه کسی می‌دانست که این تبعید، تنها یک جابه‌جایی جغرافیایی نیست، بلکه آغازگر پیوندی عمیق و هفتگی با شخصی است که سرنوشت ایران را تغییر خواهد داد. حجازی روایت می‌کند که چگونه این ارتباط، حتی پس از پیروزی انقلاب و با رسیدن رهبر معظم به عالی‌ترین سطوح مسئولیت، نه‌تنها قطع نشد، بلکه عمیق‌تر شد.

او با نگاهی تأمل‌برانگیز می‌گوید: «حضرت آقا، علیرغم آن همه مشغله‌ سنگین که دنیای ایشان را فرا گرفته، همواره بر این نکته تأکید داشتند که درهای دفتر به روی خانواده‌های مبارزان و شهدا همیشه باز باشد. آن‌ها نباید خود را غریبه بدانند؛ آن‌ها بخشی از این پیکره‌ مقدس هستند.»

شب‌های همدان؛ وقتی تشریفات، رنگِ صمیمیت می‌بازد

یکی از تکان‌دهنده‌ترین تصاویر در روایت حجازی، بازگشت به سال ۱۳۸۳ است. سفری به همدان که در آن، شب به جای پروتکل‌های رسمی، در منزل پدریِ حجازی سپری شد.

او از لحظه‌ای می‌گوید که رهبر معظم، با دقت و دقتی باورنکردنی، فهرست خانواده‌های شهیدان را مرور می‌کردند.

 او می‌گوید: «مرا یاد آن لحظات می‌آورند که ایشان با هر مادر شهید، چنان گرم و صمیمی برخورد می‌کردند که گویی نه با یک شخصیت سیاسی، بلکه با مادری که تنها فرزندش را در راه وطن بخشیده، روبرو هستند. آن رفتار، نه از سرِ تشریفات، که از سرِ ایمان بود؛ ایمانی به تکریم ایثارگران که در تار و پود وجودشان رخنه کرده است.»

 

از حاشیه‌نشینی تا تاریخ‌نگاریِ امید

روایت حجازی تنها به ابعاد اخلاقی محدود نمی‌شود؛ او از اثرگذاریِ مستقیم رهبری در حیات شهری نیز می‌گوید. او از سال ۱۳۸۹ یاد می‌کند، زمانی که به عنوان نماینده مجلس، دغدغه‌ حاشیه‌نشینی را با ایشان در میان گذاشت. او گمان می‌کرد این یک بحثِ صرفاً اجرایی است، اما پاسخ رهبری، سرنوشت بودجه‌های سال‌های بعد را تغییر داد تا ردیفی مستقل برای حمایت از مناطق محروم شکل بگیرد.  او همچنین به نگاهِ فراتر از زمانِ ایشان اشاره می‌کند؛ نگاهی که به همدان، نه فقط یک شهر، بلکه یک میراث سه‌هزارساله می‌بیند. نگاهی که به جای غرق شدن در ناامیدی، با برشمردن نقاط قوت، مسیری برای «امیدآفرینی» و «حرکت» می‌گشاید. 

 

الگویی برای جوانان؛ بزرگی فراتر از مناصب

در پایان، حجازی از نماد دیگری از این خانواده می‌گوید: امام مجتبی خامنه‌ای. او با نگاهی تحسین‌آمیز از سبک زندگی ایشان می‌گوید که چگونه دوری از مناصب پرحاشیه و تمرکز بر رشد علمی و معنوی، می‌تواند الگویی جذاب برای نسل جوان باشد. او تأکید می‌کند که بزرگی، در سِمت‌های دولتی خلاصه نمی‌شود، بلکه در عمقِ تخصص و پاکیِ مسیر است.  حجازی با نگاهی به آینده، سخنانش را این‌گونه به پایان می‌برد که امروز، پیوند مردم با رهبری، فراتر از یک پیوند سیاسی، یک «اُنس قلبی» است؛ باوری که از کارآمدی و لیاقت ایشان نشئت می‌گیرد و گویی هموارکننده مسیری است که به ظهور منجی (عج) ختم خواهد شد.

 

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!