«عصر همدان» گزارش میدهد؛
طراحی امید؛ نقشه جامع نشاط اجتماعی
امید محصول تصادف نیست؛ حاصل طراحی هوشمند فضا، روایت و آموزش است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»، در جهان پیچیده امروز، جوامع با چالشهای چندبعدی و عمیقی روبرو هستند که روح جمعی را میآزمایند.
در این میان، مفاهیمی چون امید و نشاط اجتماعی از حالت احساسات فردی صرف خارج شده و به شاخصهای حیاتی تابآوری و سلامت یک جامعه تبدیل گشتهاند. این مفاهیم امروزه در کانون توجه رشتههای علمی مختلف، از برنامهریزی شهری تا روانشناسی اجتماعی، قرار گرفته است.
نکته حائز اهمیت، تحول در نگرش به این مقولههاست. امید و نشاط دیگر پدیدههایی خودجوش و تصادفی تلقی نمیشوند، بلکه به عنوان محصولات ساختاری و نظاممند نهادها، فضاها و تعاملات اجتماعی مورد تحلیل قرار میگیرند. این تغییر پارادایم، راه را برای مداخله آگاهانه و برنامهریزی شده به منظور تقویت بنیانهای روانی و اجتماعی جوامع باز کرده است.
سؤال اساسی این است که این بنیانها بر چه ارکانی استوار میشوند و سازوکارهای ایجاد و تقویت آنها چیست؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاهی بینرشتهای و چندسطحی است که لایههای مختلف تأثیرگذار، از طراحی فیزیکی فضاها تا روایتهای فرهنگی و معماری روانی جمعی، را در نظر بگیرد.
امید از مسیر مشارکت مردمی ساخته میشود
مهدی رحمانی در گفتگو با خبرنگار ما در میانه چالشهای پیچیده شهری و اجتماعی، مفهوم امید به عنوان یک سرمایه جمعی بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است. اما امید اجتماعی چگونه شکل میگیرد؟ از نظر کارشناسان برنامهریزی شهری، امید زمانی متولد میشود که شهروندان خود را در تغییر محیط اطرافشان مؤثر ببینند.
وی با بیان اینکه وقتی پروژههای شهری با مشارکت واقعی مردم طراحی و اجرا شوند، تنها یک فضای فیزیکی ساخته نمیشود، بلکه اعتماد و حس تعلق خاطر نیز تقویت میگردد، مطرح کرد: تجربههای موفق در محلات مختلف نشان داده است که حتی کوچکترین اقدامات مشارکتی از ساماندهی یک بوستان محلهای تا ایجاد یک کتابخانه سیار میتواند جرقهای برای ایجاد امید جمعی باشد. این فرآیندها به شهروندان نشان میدهد که تغییر ممکن است و آنها خود عاملان این تغییر هستند.
این کارشناس برنامهریزی شهری با اشاره به اینکه فضاهای عمومی شهری نباید صرفاً به عنوان مکانهایی برای عبور و مرور دیده شوند، بلکه باید به عرصههایی برای تعاملات اجتماعی تبدیل گردند، عنوان کرد: طراحی شهری انسانمحور که فضاهای گفتگو، بازی و تعامل را فراهم میآورد، بستری طبیعی برای ایجاد نشاط اجتماعی فراهم میکند.
وی با بیان اینکه پارکهایی با طراحی مشارکتی، پیادهروهای امن و جذاب، و مراکز محلهای چندمنظوره، میتوانند کانونهای طبیعی ایجاد روابط اجتماعی و تقویت حس همبستگی باشند، ادامه داد: در چنین فضاهایی است که غریبهها همسایه میشوند و انزوای شهری شکسته میشود.
رحمانی با تاکید بر اینکه توجه به مقیاس انسانی در توسعه شهری است، تصریح کرد: محلاتی که در آنها مقیاس انسانی رعایت شده، امکانات مورد نیاز زندگی روزمره در دسترس باشد و حس امنیت و آرامش وجود داشته باشد، به طور طبیعی بسترهای امیدواری بیشتری فراهم میکنند.
وی با بیان اینکه برنامهریزی شهری هوشمند، برنامهریزی است که فضا را برای ابتکارات مردمی باز میگذارد و از یکپارچگی و انعطافناپذیری پرهیز میکند، یادآور شد: وقتی شهروندان بتوانند در فضای زندگی خود دخل و تصرف مثبت داشته باشند، احساس مالکیت و مسئولیت بیشتری خواهند کرد.
این کارشناس برنامهریزی شهری با اشاره به اینکه ایجاد امید از طریق برنامهریزی شهری مستلزم نگاهی بلندمدت و فرآیندمحور است، بیان کرد: پروژههای نمایشی و ضربالاجلی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت توجه رسانهها را جلب کنند، اما تأثیر ماندگاری بر روحیه جمعی ندارند.
وی افزود: در مقابل، فرآیندهای تدریجی و مشارکتی که مردم در آنها نقش فعال دارند، اگرچه ممکن است کندتر پیش بروند، اما ریشههای عمیقتری در جامعه دوانده و تابآوری اجتماعی بیشتری ایجاد میکنند. شهرهای امیدوار، شهرهایی هستند که برنامهریزی در آنها از پایین به بالا جریان دارد و نه از بالا به پایین.
نقش روایتهای زنده در ساخت امید اجتماعی
محسن تکرلی در گفتگو با خبرنگار ما با بیان اینکه از دیدگاه جامعهشناسی فرهنگی، امید یک سازه اجتماعی است که در بستر روایتها و گفتمانهای مسلط جامعه شکل میگیرد، اظهار کرد: جامعهای که روایتهایش مملو از شکست، ناکامی و بنبست باشد، به تدریج شهروندان خود را در گردابی از ناامیدی فرو میبرد.
وی با بیان اینکه در مقابل، جامعهای که بتواند روایتهای امیدبخش، الهامبخش و امکانپذیر را تولید و بازتولید کند، شانس بیشتری برای حفظ نشاط جمعی خود دارد، افزود: رسانهها، هنرمندان، نویسندگان و تولیدکنندگان محتوا در این فرآیند نقش کلیدی ایفا میکنند آنها هستند که میتوانند با خلق روایتهای جدید، افقهای تازهای پیش روی جامعه بگشایند.
این جامعه شناس فرهنگی با تاکید بر اینکه نکته مهم در خلق روایتهای امیدبخش، واقعی بودن و باورپذیری آنهاست، بیان کرد: روایتهای آرمانی و دور از دسترس اگرچه ممکن است در کوتاهمدت احساس خوبی ایجاد کنند، اما در درازمدت به دلیل عدم تحقق، میتوانند اثر معکوس داشته باشند.
وی با بیان اینکه روایتهای امیدبخش مؤثر، روایتهایی هستند که مشکلات و چالشها را نادیده نمیگیرند، اما در عین حال راهحلها و امکانهای موجود را نیز نشان میدهند، مطرح کرد: این روایتها به جای تمرکز صرف بر مشکلات، بر توانمندیها، خلاقیتها و ظرفیتهای جامعه تأکید میکنند.
تکرلی با بیان اینکه یکی از مؤثرترین اشکال روایتپردازی امیدبخش، روایتهای محلی و خرد است، گفت: هنگامی که داستان موفقیت یک گروه محلی، یک ابتکار اجتماعی کوچک یا یک حرکت جمعی در سطح محلی بازگو میشود، به افراد نشان میدهد که تغییر از سطح کوچک نیز ممکن است.
وی عنوان کرد: این روایتها از آن جهت قدرتمند هستند که ملموس، قابل لمس و قابل تکرار به نظر میرسند. رسانههای محلی و شبکههای اجتماعی میتوانند در انتشار این گونه روایتها نقش مهمی ایفا کنند.
این جامعهشناس فرهنگی با اشاره به اینکه علاوه بر این، تنوع روایی نیز در ایجاد امید جمعی اهمیت زیادی دارد، تاکید کرد: جامعهای که تنها یک نوع روایت مسلط داشته باشد، دچار انجماد فکری میشود. در مقابل، جامعهای که فضا برای روایتهای مختلف، صداهای متنوع و دیدگاههای گوناگون باز است، امکان خلاقیت و نوآوری بیشتری دارد.
وی ادامه داد: این تنوع روایی به جامعه کمک میکند تا در مواجهه با چالشها، راهحلهای مختلفی را آزمایش کند و از تجربیات گوناگون بیاموزد.
تکرلی با بیان اینکه روایتهای امیدبخش نیاز به نهادهایی دارند که از آنها حمایت کنند، گفت:نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانهای باید فضایی امن برای تولید و انتشار این روایتها فراهم آورند؛ وقتی این نهادها به جای سانسور و کنترل روایتها، به تسهیلگری و تقویت روایتهای مثبت بپردازند، در واقع در حال سرمایهگذاری بر سرمایه اجتماعی جامعه هستند.
وی خاطرنشان کرد: امید نه از طریق یکسانسازی اجباری روایتها، بلکه در گفتگو، تبادل نظر و شنیده شدن صداهای گوناگون تقویت مییابد.
معماری روانی امید در جامعه
طاهره محمدی در گفتگو با خبرنگار ما با بیان اینکه امید تنها یک احساس گذرا نیست، بلکه یک حالت روانی-اجتماعی پیچیده است که از سه مؤلفه اصلی تشکیل شده است: هدفگذاری، راهیابی و انگیزش. جامعهای که میخواهد امید را در میان شهروندانش تقویت کند، باید به هر سه این مؤلفهها توجه کند، اظهار کرد: نخست، جامعه باید اهداف جمعی روشن، باورپذیر و دستیافتنی ارائه دهد.
وی با بیان این اهداف نمیتوانند صرفاً کلی و انتزاعی باشند، بلکه باید به اهداف خرد و قابل دسترسی در سطوح مختلف زندگی تجزیه شوند، افزود: هنگامی که افراد بتوانند اهداف بزرگ اجتماعی را در اهداف کوچک شخصی و محلی خود ببینند، انگیزه بیشتری برای مشارکت پیدا میکنند.
این روانشناس اجتماعی با اشاره به اینکه دومین مولفه راهیابی یا شناسایی مسیرهای دستیابی به اهداف است، تصربح کرد: جامعه باید مسیرهای متعدد و انعطافپذیری برای دستیابی به اهداف جمعی ارائه دهد، هنگامی که تنها یک مسیر مشخص و خشک برای موفقیت تعریف شود، افرادی که در این مسیر قرار نمیگیرند، احساس ناامیدی میکنند.
وی با بیان اینکه در مقابل، جامعهای که مسیرهای متنوعی برای مشارکت، پیشرفت و موفقیت تعریف کند، فضای بیشتری برای امیدواری ایجاد میکند، عنوان کرد: نظامهای آموزشی، اقتصادی و اجتماعی باید به گونهای طراحی شوند که امکان تحرک اجتماعی از مسیرهای مختلف را فراهم آورند.
محمدی با بیان اینکه سومین مؤلفه، انگیزش یا باور به توانایی حرکت در مسیرهای تعیین شده است، تریح کرد: این مؤلفه مستقیماً تحت تأثیر تجربیات قبلی افراد قرار دارد، هنگامی که افراد شاهد باشند که تلاشهای جمعی به نتایج ملموس منجر شدهاند، انگیزه بیشتری برای مشارکت در اقدامات آینده خواهند داشت. بنابراین، ایجاد چرخههای موفقیت کوچک اما قابل مشاهده، برای تقویت انگیزش جمعی ضروری است.
وی تأکید کرد: پروژههای اجتماعی باید به گونهای طراحی شوند که موفقیتهای مرحلهای را نشان دهند و پیشرفت تدریجی را قابل مشاهده سازند.
این روانشناس اجتماعی با اشاره به اینکه یکی از مهمترین عوامل تقویت امید از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، ایجاد حس «کارآمدی جمعی» است، مطرک کرد: این حس زمانی به وجود میآید که افراد باور کنند که با همکاری یکدیگر میتوانند بر چالشها غلبه کنند. تجربیات موفق کار گروهی، مشارکت در پروژههای جمعی و مشاهده نتایج همکاریهای اجتماعی، این حس را تقویت میکند.
وی بیان کرد: جامعهای که فضاهای متعددی برای همکاری و کار گروهی فراهم میآورد، در واقع در حال سرمایهگذاری بر تقویت کارآمدی جمعی است.
محمدی با بیان اینکه عامل کلیدی دیگر، تابآوری اجتماعی است؛ جامعهای که بتواند پس از هر شکست یا بحران، سریعتر به حالت تعادل بازگردد، امیدواری بیشتری را حفظ میکند، عنوان کرد: تابآوری اجتماعی از طریق شبکههای حمایتی قوی، نهادهای پاسخگو و فرهنگ یادگیری از شکستها تقویت میشود. هنگامی که جامعه به جای سرزنش و مقصرشناسی، به تحلیل علل شکست و یادگیری از آنها میپردازد، در واقع ظرفیت خود را برای مواجهه با چالشهای آینده افزایش میدهد.
وی گفت: امید یک فرآیند پویا و دائماً در حال تغییر است. جامعه نمیتواند یک بار برای همیشه امید را ایجاد کند، بلکه باید به طور مستمر شرایط تقویت آن را فراهم آورد. این کار نیازمند نظارت مستبر بر شاخصهای روانی اجتماعی، پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر شهروندان و انعطافپذیری در رویکردها و برنامههاست.
این روانشناس اجتماعی خاطرنشان کرد: جامعهای که بتواند این چرخه پویا را حفظ کند، شانس بیشتری برای حفظ نشاط و پویایی جمعی خود در درازمدت خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «عصر همدان»، آنچه از این تحلیلهای چندوجهی بهدست میآید، تصویر یک سیستم به هم پیوسته است. تابآوری و نشاط اجتماعی حاصل تعامل پویای فضاهای کالبدی مناسب، روایتهای فرهنگی غنیساز و زیرساختهای روانی قوی است. هر یک از این لایهها به تنهایی لازم هستند اما کافی نیستند؛ قدرت واقعی در همنوایی و تقویت متقابل آنهاست.
بر این اساس، سیاستگذاری موفق در این حوزه باید از رویکردهای تکبعدی و جزیرهای پرهیز کند. برنامهای که تنها بر پروژههای عمرانی متمرکز شود، یا تنها به تولید محتوای رسانهای بپردازد، بدون توجه به مهارتهای روانی-اجتماعی شهروندان، محکوم به ناکامی در ایجاد تحولی پایدار است. تأثیر واقعی زمانی حاصل میشود که این مسیرها به موازات یکدیگر و با درک ارتباط درونی آنها پیش روند.
در نهایت، سرمایهگذاری بر این سیستم یکپارچه، در حکم سرمایهگذاری بر باارزشترین دارایی یک جامعه است: یعنی توانایی آن برای رویارویی خلاق با مشکلات، حفظ انسجام در مواجهه با بحرانها و خلق آیندهای مشترک که شهروندان در آن احساس عاملیت و تعلق داشته باشند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!