«عصر همدان» گزارش میدهد؛
موکب لالجین؛ جایی که عروسکها قصه میشوند
در موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین، عروسکهای دستساز یک بانوی روستایی، به رسم امانت راهی خانه زائران میشوند تا شاید روزی نخستین هدیه کودکی باشند که خداوند به این خانوادهها عطا میکند.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»، اربعین، فقط راهی که به کربلا ختم میشود نیست؛ گاهی در گوشهای از همین مسیر، اتفاقهایی رقم میخورد که مقصدشان نه یک شهر، که قلب آدمهاست. موکبها در این ایام، تنها جایی برای یک وعده غذا یا چند ساعت استراحت نیستند؛ هر موکب قصهای دارد و هر خادم، راوی گوشهای از این قصه بزرگ عاشقی است.
در موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین، یکی از همین قصهها با یک عروسک کوچک آغاز میشود؛ عروسکی که دستان یک بانوی روستایی در همدان، آن را با عشق برای زائران اربعین ساخته است. عروسکی که خادم موکب آن را به رسم امانت به خانوادههایی میسپارد که شاید هنوز کودکی در آغوش ندارند؛ با این امید که روزی، نخستین هدیه فرزندشان از مسیر کربلا باشد.
رضا هوشیار، مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین، روایتگر این قصههاست؛ قصه امانتهایی که گاهی به اشک میرسند، زائرانی که در مسیر کربلا دلشان با امام حسین(ع) یکی میشود، مادرانی که برای شستن ظروف سفالی پای سفره زائران سر از پا نمیشناسند و خانههایی که به رسم مهماننوازی، درهایشان را به روی مسافران کربلا باز میکنند.
اینجا، در مسیر رفت به کربلا، هر روز اتفاقی تازه متولد میشود؛ اتفاقی که شاید ساده به نظر برسد، اما برای کسی که آن را تجربه کرده، میتواند تا سالها خاطرهای ماندگار از اربعین باشد.
عروسکی برای کودکی که هنوز نیامده است
رضا هوشیار، در گفتگو با خبرنگار ما روایتش را از یک ایده ساده اما پر از عشق آغاز میکند و میگوید: ما در موکب طرحی داریم که وقتی خانوادههایی برای استراحت میآیند، گاهی دلم میخواهد یکی از آنها را صدا کنم. از آنها میپرسم بچه کجایید، با چه کسی آمدهاید و چندمین بار است که به این مسیر آمدهاید.
وی ادامه داد: بعد به آنها میگویم «یک امانت دارم، میتوانید آن را به صاحبش برسانید؟» وقتی میپرسند چیست، میگویم سخت نیست و مطمئن باشید که از پسش برمیآیید. بعد یک عروسک به آنها میدهم و میگویم: «این برای بچهای است که خدا بعداً به شما میدهد؛ اولین هدیهاش را از مسیر اربعین گرفته است.»
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین گفت: خانوادهها معمولاً این امانت را قبول میکنند؛ اما پشت این عروسک ساده، داستانی بزرگتر نهفته است.
عروسکهایی با عطر روستای همدان
وی گفت: این عروسکها را یک خانم در یکی از روستاهای استان همدان، فقط به عشق زائران درست میکند. عروسکهایی زیبا که مخصوص اربعین هستند و با دست و دل ساخته میشوند.
هوشیار افزود: اینها از برکت اربعین است. شاید یک نفر تصور کند این فقط یک عروسک است، اما وقتی آن را به یک خانواده میدهیم و میگوییم قرار است اولین هدیه کودک آیندهشان باشد، تازه میفهمیم که این عروسک چه معنایی پیدا میکند.
امانتی که سال بعد صاحبش را پیدا کرد
وی با اشاره به خاطرهای از موکب عنوان کرد: یک آقایی به موکب آمد. من او را صدا کردم، اما نمیدانستم همسرش دختر یکی از دوستانم است. وقتی ماجرا را مطرح کردم، دوستم هم آمد. به آنها گفتم میخواهم یک امانت به شما بدهم.
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین ادامه داد: هم پدر عروس و هم خود عروس، وقتی ماجرا را شنیدند، هر دو اشک ریختند. باورتان نمیشود، اما سال بعد همان دوست من عکس خودش را همراه با بچهاش برایم فرستاد.
وی با بغض گفت: اینها از برکت امام حسین(ع) و برکت این موکب است. آدم در این مسیر چیزهایی میبیند که شاید اگر برای کسی تعریف کند، باورش سخت باشد.
اینجا محل دلدادگی و عشق است
هوشیار در ادامه با اشاره به موقعیت موکب گفت: اینجا موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین، در مسیر رفت کربلاست؛ جایی که برای ما فقط یک موکب نیست، بلکه محل دلدادگی و عشق است.
وی خاطرهای از یک زائر را روایت میکند و میگوید: یک آقا به همراه همسرش به موکب آمد. خانمش برای گرفتن صبحانه آمده بود. چند لحظه که ایستاد، چشمانش پر از اشک شد و به من گفت: «آقا، شما چه دین قشنگی دارید. من سنی و کُرد هستم. اینجا چقدر قشنگ است.»
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین ادامه داد: آن آقا گفت «من از تهران دارم میآیم و میروم، اما اینجا را که دیدم، فهمیدم نباید فکر کنید امام حسین فقط مال شماست؛ ما هم امام حسین را دوست داریم.»
وی افزود: دیگر نتوانست صحبت کند. رفت داخل محوطه. کسی آنجا نبود. مدام اطرافش را نگاه میکرد و اشک میریخت. بعد برگشت و گفت: «ما در کردستان عراق هستیم. خودم اسلحه گرفتم و برای خانوادهام هم اسلحه گرفتم. اگر دشمن بخواهد تجاوز کند، جان میدهیم، اما اجازه نمیدهیم وارد کشورمان شود.»
هوشیار ادامه داد: این برکت امام حسین(ع) است. در این موکب اتفاقهای زیادی میافتد؛ اتفاقهایی که شاید هیچوقت نتوان همه آنها را روایت کرد.
وقتی یک عروسک، بغض یک مادر را شکست
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین در ادامه به خاطره دیگری اشاره میکند و میگوید: یک خانواده اینجا بودند. خانمی را دیدم که یک دختر همراهش بود. از بین همه آدمهایی که آنجا بودند، دلم افتاد بروم سراغ همین مادر و دختر.
وی ادامه داد: حدود ۴۰ دقیقه طول کشید تا صبحانهشان را خوردند. وقتی میخواستند خداحافظی کنند، گفتم «یک لحظه صبر کنید، با شما کار دارم.»
هوشیار گفت: از آنها پرسیدم از کجا آمدهاید؟ گفتند از تهران. گفتم یک امانت دارم، میتوانید آن را به صاحبش برسانید؟ پرسیدند چیست؟ گفتم سنگین نیست. با کمی اکراه قبول کردند.
وی ادامه داد: وقتی رفتم عروسک را بیاورم، دیدم مادر و دختر با هم بحث میکنند. عروسک را آوردم و به دختر گفتم: «دخترم، من این امانت را به تو میدهم برای بچهای که خدا قرار است به شما بدهد؛ تا اولین هدیهاش را از مسیر کربلا گرفته باشد.»
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین عنوان کرد: ناگهان مادر و دختر به هم ریختند و شروع کردند به گریه کردن. مادر گفت: «این دختر من یک خواهر دوقلو دارد. هر دو ازدواج کردهاند، اما خواهرش بچهدار شده و این دختر من هنوز بچه ندارد.»
وی ادامه داد: آنجا دوباره فهمیدم که در این مسیر، اتفاقهای قشنگی میافتد. اینجا مسیر عشق است، مسیر دلدادگی است و خیلی باصفاست.
تنها نگرانی خادم؛ خط خوردن از دفتر نوکری
هوشیار با بیان اینکه خادمان این موکب از خدمت خود چیزی جز رضایت امام حسین(ع) نمیخواهند، میگوید: ما فقط یک نگرانی داریم؛ اینکه نکند امام حسین(ع) اسم ما را از نوکری خودش خط بزند.
وی ادامه داد: همین نگرانی است که باعث میشود خادمها هر سال دوباره بیایند، خسته شوند، کار کنند و باز هم دلشان بخواهد خدمت کنند.
شبی ۱۲۰ میلیون تومان هزینه موکب است
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین با اشاره به هزینههای موکب میگوید: هزینههای زیادی برای این موکب داریم و شبی حدود ۱۲۰ میلیون تومان هزینه میشود. این هزینهها با کمکهای مردمی تأمین میشود و یکی از زیباترین کمکها را مادران و دختران روستایی انجام میدهند.
وی ادامه داد: مردم در این مسیر تا جایی که بتوانند کمک میکنند، اما بعضی هزینهها بازگشتی ندارند؛ مثل ظروف یکبارمصرف.
سفال لالجین پای سفره زائران اربعین
هوشیار با اشاره به جایگاه لالجین به عنوان شهر جهانی سفال میگوید: امسال تصمیم گرفتیم به جای ظروف یکبارمصرف، از ظروف سفالی برای پذیرایی استفاده کنیم. خیرین لالجین ظروف را هدیه کردند و اتحادیه سفالسازان هم در این زمینه اقدام کرد و تمام این ظروف اهدایی است.
وی گفت: غذا در همین ظروف سفالی ریخته و به زائران داده میشود. بعد مادرانی که دوست دارند در این مسیر خدمت کنند، میآیند و ظروف را میشویند.
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین با تأکید بر اشتیاق بانوان برای خدمت میافزاید: نمیدانید چه اشتیاقی برای آمدن دارند. فقط ثبتنام میکنند و میآیند اینجا، به عشق امام حسین(ع)، فقط ظرف میشویند. میگویند «فقط یک کاری به من بدهید که انجام بدهم.» در عین حال، بانوان حریم و حیا را هم حفظ میکنند و دوست دارند در فضایی جدا از مردان خدمت کنند.
وی عنوان کرد: این سفالها برای ما فقط ظرف نیستند؛ سفال، نشانه و نماد لالجین است و حالا این نماد، در مسیر اربعین و در خدمت زائران امام حسین(ع) قرار گرفته است.
«ضریح»؛ سامانهای برای اسکان زائران
هوشیار از فعالیت سامانهای به نام «ضریح» نیز خبر میدهد و میگوید: در این سامانه تولیدات محتوایی هم انجام میشود. ما تا ۹ مرداد در محل فعلی موکب هستیم، اما در مسیر برگشت زائران، مکان موکب تغییر میکند.
وی ادامه داد: موکب در مسیر برگشت، در ورودی حضرت سیدالشهدا(ع) مستقر میشود و ما از سهراه بهار، با استفاده از همین سامانه، زائران را ساماندهی میکنیم.
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین تصریح کرد: زائر که وارد میشود، نام و مشخصات و شماره تلفن او را میگیریم. بلافاصله اطلاعاتش وارد سامانه میشود و لوکیشن محل اسکان برایش ارسال میشود. کمتر از پنج دقیقه بعد هم از محل اسکان با زائر تماس میگیرند و تعداد افراد را به تفکیک خانم و آقا میپرسند.
وی افزود: اگر زائر خانه شخصی بخواهد، خانه در اختیارش میگذاریم؛ درست مثل عراقیها. حدود ۵۰ خانه داریم که برای اسکان زائران آماده هستند و در کنار آنها، حسینیهها هم پذیرای زائران هستند.
مردی که دلش میخواست زائر بیشتری مهمان کند
هوشیار یکی از خاطراتش از این خانهها را هم اینگونه روایت میکند: دو سال پیش، یک نفر کنار من نشسته بود و گفت «من هشت شب است زائر به خانهام میبرم، امشب نمیدانم چرا امام حسین من را تحویل نمیگیرد.»
وی گفت: از او پرسیدم هشت شب زائر بردهای؟ گفت بله، اما دوست داشتم تا آخر شب هم زائر ببرم و ناراحت بود که چرا کسی نیامده است. همان لحظه دو زائر وارد شدند و گفت: «جان تو، اینها مال من!»
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین ادامه داد: اینجا مردم برای خدمت مسابقه میگذارند. ما حدود ۵۰ خانه داریم که هر سال برای اسکان زائران آماده میشوند و در کنار آنها حسینیهها هم فعال هستند. همه اینها با کمک سامانه ضریح ساماندهی میشود.
پذیرایی از ۸ هزار زائر در مسیر عشق
وی با بیان اینکه تعداد زائرانی که از خدمات موکب استفاده میکنند، بین پنج هزار و ۵۰۰ تا هشت هزار نفر در نوسان است. ارتباط ما با زائران فقط به زمان رفتوبرگشت اربعین محدود نمیشود و در طول سال هم با آنها در ارتباط هستیم، ادامه داد: همین هفته گذشته ۱۵۰ زائر اولی از خراسان رضوی داشتیم. مسافت آنها زیاد است و طبیعتاً باید یک شب استراحت و پذیرایی شوند. مردم کمک میکنند و ما هم تا امروز کم نیاوردهایم و شرمنده زائران نشدهایم.
خادمی که دیگر نمیتواند از موکب دل بکند
هوشیار که خودش تقریباً هر سال در پیادهروی اربعین حضور داشته، میگوید: من تقریباً هر سال اربعین پیادهروی کردهام. حتی سالی که کرونا بود و هیچوقت این مسیر را رها نکردم.
وی ادامه داد: اما باور کنید از سالی که وارد موکب شدم، دیگر نمیتوانم یک قدم از اینجا بردارم؛ چون اینجا آنقدر لذتبخش و باصفاست که آدم دلش نمیآید آن را رها کند.
مسئول موکب حضرت ابوالفضل العباس(ع) لالجین عنوان کرد: تازه حال عراقیها را میفهمم؛ همانهایی که وقتی اربعین تمام میشود، غصهشان میگیرد که چرا تمام شد.
شب آخر؛ وقتی همه خادمان گریه میکنند
وی گفت: واقعاً همینطور است. شب آخر، بچهها مینشینند و گریه میکنند. همه میزنند زیر گریه، چون روزهای خدمت تمام شده و دوباره باید به زندگی عادی برگردند.
هوشیار با بیان اینکه کسی که خستهتر میشود، بیشتر میبرد تاکید کرد: هرچه خادم بیشتر خسته میشود، بیشتر دلش میخواهد بماند و خدمت کند. اینجا خستگی هم شیرین است، چون آدم میداند برای چه کسی خسته شده است؛ برای زائر، برای امام حسین(ع) و برای عشقی که هر سال، هزاران نفر را به این مسیر میکشاند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!