ناممکنی که فولاد مبارکه ممکن کرد؛
روایت ۷۳ روزه بازسازی بزرگترین زنجیره فولادی کشور
فولاد مبارکه با تکیه بر توان مهندسان ایرانی، شبکه تأمین داخلی و نظام مدیریت بحران، در مدت ۴۵ روز نخستین کوره آسیبدیده را به مدار بازگرداند و طی ۷۳ روز، بخشهای راهبردی زنجیره تولید را دوباره فعال کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «عصرهمدان»، به نقل از شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ هنگامی که آژیرهای هشدار در غروب ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ در محوطه ۳۵ کیلومتری فولاد مبارکه به صدا درآمد، کمتر کسی تصور میکرد که این مجموعه بتواند به این زودیها دوباره ورق فولادی تولید کند؛ برآوردهای اولیه حاکی از آن بود که بازگشت کامل واحدهای آسیبدیده این مجتمع، که بهتنهایی زنجیره تأمین بیش از سه هزار کارخانه پاییندستی را پشتیبانی میکند، به این زودیها امکانپذیر نخواهد بود.
اما در سوم خرداد، مهندسان مجموعه موفق شدند کوره قوس الکتریکی شماره ۸ را تنها ۴۵ روز پس از حملات هوایی رژیم صهیونیستی روشن کنند؛ اما این رکورد، سرآغاز عملیاتی گستردهتر بود که طی آن تا ۳۰ خرداد، پنج واحد استراتژیک دیگر، از جمله نیروگاه بخار، ریفورمر مگامدول و واحد گاززدایی «آراچ»، نیز به چرخه تولید بازگشتند.
فقط تعویض یک قطعه نبود؛ ما داشتیم یک زنجیره را جراحی میکردیم
یکی از مدیران ارشد واحد مهندسی که به دلیل حساسیت موضوع خواست نامش فاش نشود، در گفتگو با «صاحب نیوز» توضیح داد: اگر نیروگاه برق نمیداد، کورهها بیفایده بودند. اگر مگامدول گاز احیاکننده تولید نمیکرد، آهن اسفنجی تمام میشد. همه حلقهها باید همزمان به مدار برمیگشتند.
راز بازسازی سریع؛ دانش بومی مهندسان ایرانی
برخلاف تصور رایج که بازسازی سریع را صرفاً ناشی از کار شبانهروزی میداند، اسناد بهدستآمده از این مجموعه نشان میدهد که ریشه موفقیت در راهبردی بلندمدت نهفته است که ریشه در تحریمهای دو دهه اخیر دارد. فولاد مبارکه در شرایطی که بازار جهانی قطعات تقریباً به روی آن بسته بود، ناچار به ایجاد یک زیستبوم تأمین بومی شد.
آمارهای داخلی حاکی از آن است که این شرکت اکنون بهطور متوسط ۹۲ تا ۹۵ درصد از اقلام و تجهیزات مورد نیاز خود را از طریق شبکهای متشکل از بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ تأمینکننده داخلی تأمین میکند. در جریان عملیات بازسازی اخیر، از ۱۱۴ قلم قطعه کلیدی مورد نیاز، ۱۰۴ قلم، معادل بیش از ۹۰ درصد، توسط همین سازندگان داخلی بازسازی یا تولید شد.
مدیران فولاد میگویند: تجربه ثابت کرد وابستگی به زنجیره تأمین خارجی، بهمعنای ورشکستگی در روزهای سخت است. تنها سازمانهایی که زنجیره بومی قدرتمند دارند، میتوانند تولید پایدار را حفظ کنند.
این راهبرد، صرفهجویی ارزی قابلتوجهی نیز برای اقتصاد ایران به همراه داشته است. شرکت اعلام کرده که بومیسازی تنها در سال ۱۴۰۴ معادل ۱۲.۲ میلیون یورو صرفهجویی به همراه داشته و در مجموع، از خروج ۲۷۹ میلیون دلار ارز از کشور جلوگیری کرده است.
استاندارد «ISO 22301»
شاید جذابترین بخش روایت فولاد مبارکه، نه در کارگاههای تعمیرات، بلکه در اتاقهای جلسات ماههای پیش از حمله رقم خورده است. این مجموعه از سالها پیش، استاندارد بینالمللی «ISO 22301» مدیریت تداوم کسبوکار را دریافت کرده بود؛ گواهینامهای که در صنایع سنگین جهان بیشتر یک ابزار تشریفاتی تلقی میشود تا یک الزام عملیاتی.
با این حال، مدیران ارشد این شرکت تأکید دارند که این استاندارد را بهعنوان چارچوبی برای «سناریونویسی» جدی گرفتند. تیمهای مدیریت بحران، شبیهسازیهایی برای قطعی کامل برق، نشت گاز، حملات سایبری و حتی حملات نظامی طراحی کرده بودند. نتیجه این تمرینها روز حادثه خود را نشان داد: تخلیه بیش از ۲۰ هزار نفر از کارکنان در کمتر از ۱۴ دقیقه، بدون هیچگونه کشتهای، یکی از کمسابقهترین عملیات مدیریت اضطراری در تاریخ صنعت ایران ثبت شد.
یکی از اعضای تیم مدیریت بحران به خبرنگار ما گفت: ما زمانهای واکنش را تا دقیقه محاسبه کرده بودیم. اینکه هر تیم کدام مسیر را برود و کدام اتوبوس منتظر باشد، از قبل روی کاغذ بود.
ارزشآفرینی از «ضایعات»؛ نقطه کلیدی بازسازی فولاد
در یک تحول غیرمنتظره، فولاد مبارکه از این بحران برای تغییر نگاه خود به «پسماند» استفاده کرد. سرباره فولادسازی که تا پیش از این همواره یک محصول جانبی کمارزش محسوب میشد، در دو پروژه زیرساختی کلیدی مورد استفاده قرار گرفت.
حدود ۲۰ هزار تن از این ماده که به سنگدانههایی با مقاومت سایشی بالا تبدیل شده، در زیرسازی ایستگاه ریلی حسنآباد به کار رفت و زمان اجرا را از سه ماه به یک ماه کاهش داد. همچنین در پروژه رینگ چهارم ترافیکی اصفهان، دهها هزار تن آسفالت سربارهای جایگزین مصالح طبیعی شد.
یکی از تحلیلگران حوزه معدن در این باره به صاحب نیوز گفت: این حرکت، یعنی گذار از اقتصاد خطی به اقتصاد چرخشی. آنها نشان دادند که میتوان یک هزینه دفع پسماند را به یک درآمد تأمین مصالح راهسازی تبدیل کرد. این دقیقاً همان رفتاری است که شرکتهای بزرگ معدنی جهان در پیش میگیرند.
فولاد مبارکه در ۷۳ روزی که از حمله هوایی گذشت، یک معادله پیچیده را حل کرد: چگونه میتوان با وجود محدودیت شدید واردات، یک زنجیره صنعتی غولپیکر را در زمانی یکسوم برآورد جهانی بازسازی کرد.
پاسخ در تلفیق سه عامل نهفته است: نخست، سرمایهگذاری دو دههای روی دانش فنی و شبکه تأمین داخلی که امروز به بلوغ رسیده است؛ دوم، نهادینهسازی فرهنگ مدیریت ریسک که از حرف به سناریوهای عملیاتی تبدیل شده بود؛ و سوم، نگاه فرآیندی که بازسازی را فرصتی برای ارتقای فناوری و نه صرفاً تعمیر تلقی کرد.
با این حال، حفظ این دستاورد در بلندمدت به حل معمای انرژی وابسته است. اگر صنعت فولاد ایران بتواند از این تجربه برای عبور از گلوگاههای زیرساختی خود استفاده کند، شاید بتوان گفت که این حملات، برخلاف هدف طراحانش، به کاتالیزوری برای جهش صنعتی بدل شده است. در غیر این صورت، این پیروزی فنی، تنها یک نفسگیری در میان طوفانهای پیشرو خواهد بود.
منبع: صاحبنیوز
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!